3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خونه ای که توش خانوم نباشه ، گورستان عه😁🤌
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
981.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جهان یک لحظه ماتش برد...🌑✨
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دامادی که مامانم میخواد ، دامادی که من میخوام👀🤍
+نچ!! من شهاب و میخوام رحیم و مورد پسند نیست🤦♀🤣🤣🤍
#ترکیبی
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو فکمیکنی اون راضی هست؟!🕊🤍
#پوست_شیر
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_213 _من اصلا خوشم نمیاد که هر دقیقه از مارتینو میپرسی ... اگه بهم اعتماد داری
#شب_های_قدیمی
#PART_214
_الان ام بزار برم به کارم برسم میخوام برم خونه خوابم میاد ...
خواستم برم که موهامو کنار داد آروم در گوشم گفت؛
_پس بو...س من چی؟!
با خنده گفتم
_وسط خیابونیم هااا
در کمال ناباوری من ، الکس بوسـ....ـه خیلی نرمی روی لبـ........کاشت و گفت
– یه آبدارش ، طلبت..
فقط آروم خندیدم که دستش و روی چشمام گذاشت
– به زودی زن من میشی شب بغل من میخوابی!
شب سرت و میزاری روی سینه خودم.
و بعد دیگه نمیزارم یه دیقه بری
مشتی به قفسه سینش زدم
از روی پاش پاشدم نشستم سرجام ...
_بعدا تلافیش رو سرت در میارم کوچولو...
فکر نکن قصر در رفتی هااا!
با حرص لب زدم
+الکس برووو
ماشین و روشن کرد
_ببین فردا میام دنبالت باهم در مورد یه چیزایی دیگه تصمیم بگیریم...
+باشه...
دیگه هیچ حرفی نزد
فقط یک کوچه فاصله داشت تا به خونه
زیاد دور نبودیم ...
دم در خونه نگه داشت خواستم پیاده شم که دستمو گرفت
امروز این دفعه دوم بود این کار رو میکرد...
برگشتم سمتش خسته شده بودم میخواستم برم بخوابم ...
به صورت علامت سوال اشاره کردم"چیه"
_یادت نره گفتم فردا میام دنبالت بهونه نیاری بعد بگی نیمتونم ...
باشه .
حوصله جر و بحث نداشتم و گفتم باشه .
رفتم داخل بالاخره صدای تیر کاف اش نشون داد که رفته.
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon