4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این سکانس خیی درد داشت...😔🥀
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
غمو موندگار کردی💔🥀
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ترس نبودنت ، مامان🥺
#شغال
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اره عزیزم عشق آدمو جسور میکنه..🥲🤍
#بامدادخمار
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه توضیح احساسی به من بدهکاره🙃✨
#ازیاد_رفته
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خاتونم:)🥀🤍
#خاتون
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی تنهایی فیلم میبینی، وقتی باخانواده میبینم؛🤌😅
#قطب_شمال
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فور نده سپاس
وقتی تنهایی فیلم میبینی، وقتی باخانواده میبینم؛🤌😅 #قطب_شمال ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamy
ولی اون قسمت اش خیلی دارک بود♥️🤣
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تـو فࢪقـ داࢪے بـا هـمه 🩶'
#ترکیبی
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فور نده سپاس
#شب_های_قدیمی #PART_217 گونه ام رنگ گرفت بی ادب لبم و گاز گرفتم تا خودم و کنترل کنم چیزی نگفتم
#شب_های_قدیمی
#PART_218
بلند شدم
جلوی آینه وایسادم
یهو نگاهم افتاد به گردنم
لب گزیدم
پسره ی بی حیا
میخواست همه ببینن؟
سرخ شده بودم
سریع درست کردم لباسمو
کشیدم بالا
گردنم و بپوشونه
گونه ام رنگی شده بود
پوفی کشیدم
سالم و مرتب کردم
رفتم داخل اتاق
که با آبات رو به رو شدم
از کی من ندیده بودمش یعنی فهمیده بود
با ذوق نگاهش کردم
لباس پیراهن و شومیز سفید و گلبهی تنش کرده بود
+ آبان
برگشت سمتم دوباره گفتن
+دختر تو چرا انقدر خوشگل شدی مث ماه شدی قشنگم
د با شیطنت و مرموز ایی گفتم
+کجا میخوای بری که انقدر خوشگل کردی بچه؟!
دستشو گرفتم
دستش و گذاشت روی دستام
- میخوام برم پیش بچه ها دلم براشون تنگ شده
این و گفت
و من تازه یادم اومد
میخواست بره پرورشگاه پیش بچه ها
آبان داخل پرورشگاه کار میکرد چون عاشق بچه ها بود دوسشون داشت
اون اویل که رفته بود میرفت اونحا برمیگشت
زانو غم بغل میکرد برای اونا گریه میکرد و غصه میخورد ...
دل خیلی نازک و مهروبنی داشت این دختر
قلب پاک و سفید ..
بغلش کردم
_آخ من قربون دل تنگت برم نفسم برو عزیزم ، مراقب خودت باش
بو..سی برام فرستاد رو هوا گرفتمش
لب زدم
_میخوای برسونمت؟!
بلند داد زد
+نه نیازی نیست با تاکسی میرم
_باشه خواستی بیای زنگ بزن بیام دنبالت از اونطرف بااااشههه
باشه ایی گفت و رفت ، تصمیم گرفتم صبحانه بخورم ولحاف هارو جمع کنم خونه رو مرتب کنم
تا الکس بیاد دنبالم ...
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon