"مــحزونِ شــاعر "
بهترین حس دنیا🫀😭 #تاسیان ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
این و قبلا گذاشتم دختر 😅🤍
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوئل بین دو عاشق!♥️✨
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاشکی تو رو سرنوشت ازم نگیره❤️🩹🫂
غم این ادیت»»»»» 😭🥀
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_223 خانووومم؟ دلم ضعف رفت از فکر اینکه خانوم الکس باشم خوشم اومد قند تو دلم
#شب_های_قدیمی
#PART_224
لب زد؛
_فکر کردی پسره پات میمونه؟
پسره؟ منظورش از پسره الکس بود؟!!!
_خر آبی
با حرفی که زد با چشمای گشاد شده نگاهش میکردم
چی گفت؟
_چی؟
از سر تا پامو بر انداز کرد
+میدونستی من دوسش داشتم ، ازش خوشم میاد...
کارد میزدی خونم در نمیومد
این دیگه از کجا پیدا شد؟!
این الان الکس و میگفت؟
من که نمیدونستم والا انقدر دخترای سن پایین و خوشگل بود که من دوست داشتم اینارو ببینم ...
از نگاهاش معلوم بود نفرت رو
لب زدم
+خب؟
دندوناش رو روی هم فشار داد
چشماش میتونستم حس کنم آب داره
_خراب...
من هیچ وقت نمیخواستم دل کسیو بشکونم ..
خودمو داشتم کنترل میکردم
لب زدم.
+به من چه ، من چی کاره ام که از من خوشش اومده؟هووم؟
ولی حسودیم میشد از فکر اینکه از من خوشش نیاد ...
دوباره سرتا پامو نگاه کرد
بغض داشت خفه اش میکرد
اصلا معلوم بود
هی تند تند بزاق دهنشو قورت میداد تا بغضش نشکنه...
لبم و گاز گرفتم...
دوست نداشتم تو این حال ببینمش
ولی خب
من هیچ تقصیری نداشتم ....
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_224 لب زد؛ _فکر کردی پسره پات میمونه؟ پسره؟ منظورش از پسره الکس بود؟!!! _خر آ
#شب_های_قدیمی
#PART_225
یه لحظه سرش و انداخت پایین
یکم بعد اورد بالا
برق کینه از تو چشماش مشخص بود
لب زد؛
+تاوان میدی! انتقام میگیرم ازت
بعد رفت
شونه بالا انداختم
دختره ی دیوونه
انگار من مقصر بودم ، به من چه!
دلم براش سوخت ولی از دست من کاری برای اون ساخته نبود.
حتی من خوودمم تکلیفم معلوم نبود
الکس بیاد بالا باهاش دعوابگیرم
عو..ضی
اصلا به چه حقی پیش همه گفت من زنشم
نه به باره نه به دار
والا ..!
رفتم اتاقش
ویو اتاق یه چیز دیگه ی بود
رو به شهر فک میکردی شهر زیر پات هست
خیلی خوب بود اصلا حرف نداشت
نشستم روی تخت
به دور و بر نگاه کردم وای اتاق وی آی پی خیلی خوب بود.
سرم و گذاشتم روی بالیشت
چشمام و بستم نفهميدم کی شد که به خواب رفتم...
چرخی زدم که حس کردم رفتم یه جای سفت.!
اهمیت ندادم
ولی وقتی که یه چیزی دور کمرم حلقه بست با وحشت چشم باز کردم
با چشمای گشاد نگاه کردم
کی بود؟
با استرس صاف شدم
الکس بود
با آبروی بالا رفته نگام کرد که ل/ب مو گاز ریزی گرفتم ...
قلبم تند تند میزد
لب زدم؛
+داری چیکار میکنی؟...
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوش به حال من که تو
جان منی:)
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پسر که عاشقه اینجوری خودشو به آب و آتیش میزنه..🔥♥️
#بامدادخمار
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گل آفتابگردون🌻
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دل ساده منصور خام!😭♥️
#بامدادخمار
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon