5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من نمیخواستم این جوری بشه ..!🕊🤍
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آوا و کامیار🤍🙃
#شغال
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بابات بود :)
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
شروع آشنایی شیرین و امیر 🥲🤍
حتی با تو پشت میله های زندانم گیر بیوفتیم،بهشته!👌✨
"مــحزونِ شــاعر "فور نباشه
#شب_های_قدیمی #PART_244 شانس نبود که شانس من.. آخه الان؟ الان که دل بستم به یه سگ اخلاق؟ نمیخو
#شب_های_قدیمی
#PART_245
اومدم زنگ بزنم باز زنگ خورد
سریع جواب دادم
+ الو مامان؟
صداش اومد
- جان مامان ، مامان دورت بگرده سلام عزیزم..
لبخند اومد رو لبم
+ خوبی مامانم؟
فورا گفت
- تو خوب باشی من عالیم عزیزم ..
یکم دل دل میزدم
معلوم بود به خاطر خواستگار من اینطوری خوشحالم
ولی نه
الان باید کنسل میشد
من نمیتونستم به خاطر خوشحالی مادرم یه عمر ،عمر خودم و تباه کنم
لب زدم
+ مامان چه خبره اونجا ؟
نمکی خندید
- یعنی چی دختر خبر دادم بهت که!
لب زدم
+ خواستگاری؟
اوهومی گفت
+ دخترم دخترای قدیم ، رفتی شهر شهری شدیا ، الان باید خجالت میکشیدی
پوزخند کمرنگی روی لبم نشست
چه خجالتی؟
کجا بودی ببینی دخترت راه به راه بغل پسر مردمه..
+ کجا رفتی مادر جان؟
لب زدم
- اینجام؟
با خوشحالی گفت
+ بلاخره انگار قراره تو رو تو لباس عروس ببینم ، کی میای بچه؟
لبم و تر کردم
-مامان ..
جانمی گفت
- من نمیخوامش ، نمیخوام ازدواج کنم..
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon