4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاش همونجا تموم میشد💔💔
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه ببازم دل بهت💘
#شغال
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
866.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زنگمیزنم بهت😉😎
#شغال
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شرایط بهانه است....🙃🤍
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا رفتی تنهامگذاشتی؟🥺💔
#جیران
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قربونش برم هفته به هفته،این خوشگلی تو به کی رفته🫠🌊🥹🫀
#شهرزاد
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
18.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خوشبختی دروغه 🥺💔
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کنارتو عشقه ، زندگی بهشته 🌱🤍
#ترکیبی
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فور نباشه
#شب_های_قدیمی #PART_248 نفسمو فوت کردم یکم فاصلمو برداشتم دوییدم سمت کمد ، یه شلوار و یه پیراهن
#شب_های_قدیمی
#PART_249
رفتم آشپزخونه
پنیر و بیرون کشیدم
یه لقمه نون پنیر گردو گرفتم
بردم دادم دستش
+ بیا
نیم نگاهی به لقمه و بعد به صورت من انداخت
لب زد
+ زنم بشی ناهار شاممون کلا فکر کنم همینه ، آشپزی بلد نیستی
حرصی گفتم
- بلدم
نچی کرد که فشاری شدم
فورا گفتم
+ یه کار نکنپاشم درست کنما
تای ابرو بالا انداخت
-بکن که ما امشب مهمونتیم..
چشم غره ای رفتم
- بچه پررو ، پاشو برو خونه خودت ببینم..
نچی کرد
با توپ پر پریدم بهش
+ اصلا یعنی چی اومدی تو خونه من موندگار شدی؟
چیزی نگفت
رفتم جلوش
+ میگم برا چی
من و کشید که افتادم روش تقریبا
هینی کشیدم
- چیکار میکنی
پچزد
+ وقتی طعم لب ا ت و چشیدم به آسمون پریدم
به تیکه از آهنگ بود عجب بابا عجیب بود چقدر
خندم گرفته بود
ولی نه ، به پسر جماعت روبدی هار میشن ..
دستم و گذاشتم رو سینه اش
هلش دادم
- برو بابا...
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فور نباشه
#شب_های_قدیمی #PART_249 رفتم آشپزخونه پنیر و بیرون کشیدم یه لقمه نون پنیر گردو گرفتم بردم دادم
#شب_های_قدیمی
#PART_250
اصلا بگین یه سانت
تکون نخورد که نخورد
از بس هیکلی بود .. چاق نبود اما وزنش به خاطر عضلاتی که ساخته بود زیاد بود
+ باشگاه میری؟
چشماش و باز و بسته کردن
- اره
اهانی گفتم
زشت بود بگم میشه عضله هات و نشون بدی نه؟
یهو یه چیز دیگه رو نشون میداد
بدبخت میشدم
+ پاشو برو خونه ات..
راحت تر روی مبل دراز کشید
انگار دارم با یه بچه زبون نفهم بحث میکنم
لب زد
-نمیرم
گریه ام میخواست در بیاره
از دستش گرفتم
کشیدمش
اصلا نتونستم از مبل جداش کنم
بهم میخندید عوضی.
+ پاشو بهت میگم الکس..
دوباره نچی کرد
فشاری شدم
+به جهنم نرو
دستش و محکم کوبیدم که خورد به مبل
آخ آرومی گفت
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon