1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
معشوقه ها از عشقشو دیگه بدشون میاد ولی عاشقا نه🤌✨
#ترکیبی
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دلبر ابرو کمونم♥️
#ازیادرفته
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واقعن این آهنگ برای سریال پوست شیر خوانده شده 🤌🥲
#پوست_شیر
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این دونفر که همه جوره بهم میان 🥹🫶✨
#ترکیبی
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اشکان و هانیه❤️🩹🥺
#جان_سخت
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سعید مریم ❤️🔥
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
840.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واقعا😫🤍
#شغال
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فور نباشه
#شب_های_قدیمی #PART_250 اصلا بگین یه سانت تکون نخورد که نخورد از بس هیکلی بود .. چاق نبود ام
#شب_های_قدیمی
#PART_251
هول شده برگشتم
دستشو گرفتم
+وای درد گرفت؟
سر تکون داد که لبامو جمع کردم
+ بمیرم ، ببخشید ، نفهمیدم ..
سرم و پایین انداختم
لبم میلرزید ..
دستشو برسی میکردم
- فکر کنم اینجاس خورد آخه یکمکبود مانند میزنه
سرم و بلند کردم
بلند کردم همانا و خنده اش همانا..
لپم وکشید
-جوجه...
لبم و آروم گاز گرفتم
+ مسخره میکنی؟
دستش و گذاشت پشتم
تو بغلش هدایت شدم ، دستشو پیچید دورم
- نه جانم...
بوسه آرومش و رو موهام حس میکردم
تو بغلش آروم بودم
قلبم آروم میگرفت
نفس عمیق کشیدم
لب زدم
+ الکس؟
ته ریشش پوستم و خش مینداخت
پچ زد
- جانم؟
دستمو گذاشتم روی صورتش و بهش عمیق نگاه کردم
+ رابطمون اشتباهه..
پچ زد
- چرا؟منمیخوامت خیلی ام میخوامت..
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فور نباشه
#شب_های_قدیمی #PART_251 هول شده برگشتم دستشو گرفتم +وای درد گرفت؟ سر تکون داد که لبامو جمع کردم
#شب_های_قدیمی
#PART_252
با دستم بازی کردم
لب زدم
+ میخوام برم شهر خودمون
دوتا ابروهاش بالا پرید
- چی؟
دوباره گفتم
+ پیش پدر و مادرم برم..
اهانی گفت :
- فکر کردم میگی میرم همیشگی اونجا بمونم ..
سرم و بالا انداختم
- نه ..
+ حالا چرا یهویی ؟
با دستام بازی کردم
میدونستم عصبی میشه
جدیدا حس هایی به هم پیدا کرده بودیم که عادی نبود
من حسادت میکردم و اونم مثل من..
منمیخواستمش .
ولی مطمعن نبودم
شناخت زیادی نداشتم ازش..
خب چون جدید از خارج از کشور اومده بود
شاید یه مدت میگذشت شاید میتونستم بشناسمش
نفس عمیقی کشیدم
+ باید برم..
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon