eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
1.8هزار دنبال‌کننده
126 عکس
579 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
00:00✨🙃 میخوامت باز اگه کل شهر هم بگن اشتباهی!🩵
معنی تایما🦦 ⁰¹:⁰¹             هَمیشه‌به‌یادته ⁰²:⁰²             عاشِقته ⁰³:⁰³             دوسِت‌داره ⁰⁴:⁰⁴             دُنیاشی ⁰⁵:⁰⁵            قرار‌میزارین ⁰⁶:⁰⁶            اَزت‌خوشش‌میاد ⁰⁷:⁰⁷            بِهم‌میرسید ⁰⁸:⁰⁸            مُحبت ⁰⁹:⁰⁹            زِندگیشی ¹⁰:¹⁰            بدون‌طُ‌نِمیتون ¹¹:¹¹            بِهت‌فکر‌میکُنه ¹²:¹²            دیوونَته ¹³:¹³            نَفسشی ¹⁴:¹⁴            مال خودِته ¹⁵:¹⁵            بِهت‌زنگ‌میزنه ¹⁶:¹⁶            دوسِت‌داره ¹⁷:¹⁷           میبینیش ¹⁸:¹⁸           قَرار میزارین ¹⁹:¹⁹           عاشقِته ²⁰:²⁰           نِگاهتودوس‌داره ²¹:²¹           نَفسشی ²²:²²           به‌فِکرته  ²³:²³          خیلی دوست داره  ⁰⁰:⁰⁰           یِه آرزو بکن :)
پارت بخونیم خشگل خشگلا🎀🤭
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_256 لبمو تر کردم بی خود گفتنش عصبیم‌کرد یکم - پدر مادرمن... با حرص غرید + ب
چی باید درست میکردم؟ الان که مهمون دعوت گرفته بودم درست کردم یه چیزی لازانیا درست کرده بودم اما خیلی خوشمزه شده بود نگاش که میکرد دهنت آب میوفتاد غذام خوب شده بود البته همیشه خوبه ولی بعضی وقتا خوب نمیشه ... شانس امروز باهام بوده چیدم میز و صداش کردم - آقا الکس؟ بعد مکث اومد + جان.. با ابروی بالا رفته به میز نگاه کرد لب زد - کد بانو شدی.. اومد داخل با دیدن میز سوتی زد + اوو چیکار کردی تک خنده ای کردم لب زدم - برات غذا درست کردم بشین .. به میز اشاره کردم اولین بارم بود برای پسری داشتم غذا درست میکردم و میپختم خودش گفت _ برات بکشم؟ خیره نگاهم میکرد، برای همین سرم و بالا نمی آوردم نگاهش کنم خجالت می‌کشیدم نگاهش کنم نچی کرد - خودم خودش دیس و برداشت دو سوم دیس کشید برای خودش چشمام گرد شد .. - میخوای همشو بخوری؟ نگاهی به میز انداخت + فقط همین و پختی؟ ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_257 چی باید درست میکردم؟ الان که مهمون دعوت گرفته بودم درست کردم یه چیزی لا
منم نگاهمو چرخوندم تو سفره با تعجب گفتم - کمه؟! اوهومی گفت + این چیه اخه؟! من گشنه میمونم.. چشمام گرد شد مگه چقدر میخواست بخوره؟!کافی نبود؟؟؟! با تعجب گفتم - چی؟! + کمه خب تعجبمو‌که دید گوشه چشماش چین‌خورد زمزمه کرد - باشه ، یکم به توام می‌دم... بشقابمو گرفت تو دستش یه کفگیر برا خودش ریخت لب زدم + مرسی... خندید - ببینم دست پخت خانومم چجوریاست.. خانومم؟!ا لبمو تر کردم - خانومت کی شدم؟! یه قاشق گذاشت دهنش و گفت + خب میشی به زودی ، بخوای همین امشب چشمام گرد شد الحق که پسرا بی حیا بودن خودمو به اون راه زدم...دلم نمی خواست بدونه که منظورشو فهمیدم و بدتر اذیتم کنه آروم لب زدم - نمیفهمم چی میگی ، بعدشم انقدر حرف نزن غذاتو بخور ابروشو بالا انداخت و گفت + یعنی تو منظورمو نفهمیدی؟ اخمامو تو هم کشیدم و لب زدم - نه نفهمیدم حالا غذاتو بخور من که میدونستم این ولکن نیست و قرار اذیتم کنه و سرخ و سفید شدنم ببینه و بهم بخنده ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
‌آرامش فقط تو آغوش گرم توئه🫂🤍
شـــبتون بخیــر گل گلیام ، مراقب خودتون باشین🥺🌸
سلام روز بخیر عشقای من🌤
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر گوش میکرد به حرف باباش😂😂👌 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آره آره باشه ، تو دلت برام تنگ نشده بود:)✨🥲 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon