eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "
1.8هزار دنبال‌کننده
126 عکس
594 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
عشم پارت داریما🌸🥰
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_260 تک خنده ای کرد + چیه !بهم نمیاد تو کارای خونه کمک کنم که انقدر شوکه شدی
و ادامه داد - چای میخوری برات دم کنم؟! چشمام از تعجب گرد شد و با صدای بلند گفتم - چـــییی؟؟؟ ابروشو بالا انداخت و همونطوری که سمت گاز می رفت گفت - چیه چرا تعجب میکنی یه چایی دم کردن که دیگه کاری نداره خنده ام گرفته بود انگار جامون عوض شده بود با خنده گفتم - من دخترم این کار ها واجبه برام یاد بگیرم ولی تو .... تو کد بانووویی با شنیدن حرفم صدای خنده اش تو گوشم پیچید و گفت - ایراد نداره به جاش من جای هردوتامون کار انجام میدم . ناخودآگاه لبخندی رو لبم نشست و با ذوق بهش نگاه کردم مطمئن بودم چشمام از ذوق برق خاصی می زد ولی دلم نمی خواست بفهمه برای همین تک سرفه ی کردم و خودمو جمع و جور کردم با خنده گفتم - خب پس خوبه دیگه من کلا راحت میشم نیم نگاهی بهم انداخت و گفت - همین که تو راحت باشی کافیه احساس کردم یه لحظه ضربان قلبم نزد و نفسم بند اومد ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_261 و ادامه داد - چای میخوری برات دم کنم؟! چشمام از تعجب گرد شد و با صدای بل
تو وجودم پر از حس خوب شد چندلحظه بینمون سکوت برقرار بود که آروم پرسیدم - این چایی که درست کردی دم نکشید؟! سرشو به معنی نه تکون داد و گفت - نیم ساعت طول میکشه بعد چند قدم بهم نزدیک شد و به پذیرایی اشاره کرد و ادامه داد - تا یه فیلم ببینیم چایی هم دم کشیده سریع گفتم - ای بابا! نیم ساعت؟ خیلی طول میکشه که حداقل یه چیزی بخوریم تا اون موقع! آروم خندید یه خنده‌ی بم و قشنگ که انگار از ته دل می‌اومد. نزدیک‌تر اومد و همونجوری که داشت می‌خندید آروم گفت - ببین کی داره برای چایی عجله می‌کنه! نگران نباش، اگه خیلی بی‌تابی، خودم مشغولت می‌کنم تا متوجه نشی. یهو یه لبخند شیطنت‌آمیز زد که دلم ریخت. انگار فهمیده بود چی تو سرمه یا شاید هم الکی داشت اذیتم می‌کرد. حس کردم دوباره دارم سرخ میشم. گفتم - چجوری مشغولم کنی مثلاً؟ با چی؟ با همون فیلمی که گفتی؟ اشاره کرد به مبل راحتی بزرگ وسط پذیرایی. و سرشو تکون داد - آره بابا، چه فکرایی تو سرته! برو بشین اونجا تا چایی دم بکشه هم یه چیزی پیدا می‌کنیم ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
شما رو به خدای بزرگ می‌سپارم ، بدرود . شب خوبی رو سپری کنید و مواظب خودتون باشید ، و از خدا میخوام هرچی میخواید و تقدیمتان کند . و جواب قلب پاک و سفید تون رو بده ، حال دلتون خوب باشه ، شب خوش ، دوست تون دارم ...🫂❤️‍🩹
بچه ها من الان وقت نمیکنم کار دارم در گیرم زمان این روز ها کم میارم زیاد نیمتونم بیام ایتا و الانم وارد ماه خرداد شد 🤦‍♀💔 من امتحان دارم وقت نمیکنم و جدا از این کار های دیگه ای هم دارم ولی میام براتون تا جایی که بتونم هم فعالیت میکنم هم رمان و قرار میدم لف ندید درک‌کنین به امید خدا فعلا مراقب خودتون و قشنگی هاتون باشید روز خوش ساعت 6 رمان رو میزارم🤌🙃🤍