بچه ها من الان وقت نمیکنم کار دارم در گیرم زمان این روز ها کم میارم زیاد نیمتونم بیام ایتا و الانم وارد ماه خرداد شد 🤦♀💔
من امتحان دارم وقت نمیکنم و جدا از این کار های دیگه ای هم دارم ولی میام براتون تا جایی که بتونم هم فعالیت میکنم هم رمان و قرار میدم
لف ندید درککنین به امید خدا فعلا مراقب خودتون و قشنگی هاتون باشید
روز خوش
ساعت 6 رمان رو میزارم🤌🙃🤍
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چیـدیگلمرا
ازباغـي ،
| #بامدادخمار
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صدای شکستنش تااینجااومد🙂💔
#وحشی
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_262 تو وجودم پر از حس خوب شد چندلحظه بینمون سکوت برقرار بود که آروم پرسیدم -
#شب_های_قدیمی
#PART_263
همونجوری که داشتم به سمت مبل میرفتم
حس کردم منو زیر نظر داره
نشستم و پاهامو جمع کردم اونم رفت سراغ قفسه فیلمها.
- خب، چی دوست داری؟ اکشن؟ کمدی یا عاشقانه؟ یا یه چیزی که آدمو تا صبح بیدار نگه داره؟
سرمو بالا گرفتم و گفتم
- چیزی باشه که آخرش پشیمون نشم! ترجیحاً یه چیز خفن که دوتایی بشینیم و وسطش نخوابیم.
یه جعبه دیویدی قدیمی رو از ته قفسه کشید بیرون.
روش یه طرح خفن و یه اسم عجیب داشت.
خوشگل بود
با تعجب نگاهش کردم
+ بهت نمیاد ...
برگشت سمتم و تای ابروشو برد بالا
لب زد
- چی نمیاد؟!
به سی دی توی دستش اشاره کردم و گفتم
+ چیزای قدیمی نگاه کنی..
تک خنده ای کرد
- عاشقانه اس..
خندم گرفت
+ دیگه بدتر به تو تنها چیزی که نمیخوره نگاه کردن این فیلم است
اومد نشست کنارم
دستشو دور شونه ام انداخت
روشن کرد فیلم و
کنار گوشم گفت
- نه عزیزم تایپ من تو فیلم یه چیز دیگه است..
سرخ شدم
چی بود این دیگه ..
اوه
لب زد
- منحرف نباش خانومم، منظورم ترسناکه... من کلا ترسناک نگاه میکنم ..ولی به خاطر تو امروز سلیقمو عوض کردم
اهانی گفتم
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_263 همونجوری که داشتم به سمت مبل میرفتم حس کردم منو زیر نظر داره نشستم و پا
#شب_های_قدیمی
#PART_264
سرم و تکیه دادم شونه اش
فیلم شروع شد
یه فیلم قدیمی ولی فوق العاده قشنگ بود
توش سحر و جادو داشت
تخیلی بود
ولی عاشقانه..
خیلی درام و رمانتیک بود..
زل زده بودم بهش هیجان داشتم براش
با خنده های شخصیت فیلم میخندیدم
با گریه هاشون گریه میکردم
همراه اونا بودم ...
وسطاش بود لبمو تر کردم
+میگم الکس؟!
هومی گفت
نگاهش و دوخت بهم
با دیدن چشمای خیسم تک خنده ای کرد
+ گریه کردی ؟!
اوهومی گفتم
سرم و بالا پایین کردم
دستشو آورد جلو
اشکامو پاک کرد
+ گریه نداره که..
لبم میلرزید
- ولی مرد ، کشته شد .. برای همیشه مرد
تک خنده ای کرد
+ برای شخصیت بد فیلمم گریه میکنه دخترم؟
اوهومی گفتم
خندید و روی سرم و برای بار هزارم بوسه زد
+ بچه...
بچه گفتنش برام جذاب بود
با صدای مردونه اش
چشم دزدیدم
که صورتم و بلند کرد قاب گرفت
به چشمای نم دارم نگاه کرد
لبخند نحو روی لبش بود
خم شد
آروم بوسه روی چشمم زد
اول یه چشمم ، بعد چشم بعدی..
پچ زد
+ آخه قوربون چشمات بشم من ، اون شخصیت بد داستان بود عزیز دلم ..
لب زدم
- شخصیت بد داستانم آدم بود نبود؟!
خندید
+ آدم بود ، ولی بد بود..
نچی کردم
- همه آدما میتونن خوب باشند
منو به قلبش فشار داد
کنار گوشم لب زد
+تو با این طرز فکرت قراره آسیب ببینی..
دستم و گذاشتم روی صورتش..
ریش زیرش رفت توی دستم
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تورو دیدم زیر بارون🤍🥺
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مگه از یادم میره اون همه خاطره بازی...!♥️
#تاسیان
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon