eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "فور ممنوع مرسی
1.8هزار دنبال‌کننده
129 عکس
604 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام به روی ماهتون 🥹💖'
بریم یه پـــارت فوری بخـونیم؟!✨🍹
"مــحزونِ شــاعر "فور ممنوع مرسی
#شب_های_قدیمی #PART_264 سرم و تکیه دادم شونه اش فیلم شروع شد یه فیلم قدیمی ولی فوق العاده قشنگ
به صورتش نگاه کردم به چشماش .. فیلم صحنه های عاشقانه و .. داشت زیاد میشد احساساتی شده بودم دوست داشتم ببوسمش.. دست من نبود دلم میخواست خم‌بشم یه بوسه روی لباش بزنم اون زود تر از من ذهنم و‌خوند که خودش از موهام گرفت صورتش و آورد جلو و بووووم... آتیش گرفتم من ، بوسه های محکم میزد .. قلبم پر از تپش شده بود محکم می‌بوسید ... انگار از قطحی فراره کرده باشه انگار که خشکسالی باشه و لب من چشمه.. جدا شد .. پیشونیش و تکیه داد به پیشونیم لب زد +خوشمزه بود.‌. مردم و زنده شدم از خجالت ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فور ممنوع مرسی
#شب_های_قدیمی #PART_265 به صورتش نگاه کردم به چشماش .. فیلم صحنه های عاشقانه و .. داشت زیاد میشد
بلند خواستم بلند بشم که دستمو گرفت + کجا؟! هول شده بودم و به تنه پته افتاده بودم لب زدم - هیچ...هیچ‌جا... تای ابروش و داد بالا و با دقت به صورتم نگاه کرد + اون لپ اناری چی میگه؟ میخواست از خجالت منو‌ بکشه؟! - نم..یدونم.‌. لب زد + میخواستی از من فرار کنی؟! - آب...آب بخورم _بشین میرم برات میارم دستم. گذاشتم روی قلبم ضربان قلبم به حدی بالا رفته بود که داشت از جا در می اومد قلبم قرص لازم بودم سعی کردم نفس های عمیقی بکشم تا از این وضیعت در بیام ولی هرکاری کردم نشد نميتونستم دستام میلرزید کلافه سر جام نشسته بودم از استرس نا خونای دستمو می جوییدم تا اینکه صداش اومد _بفرما عزیزم آروم زیر لب تشکر کردم صدام ضعیف بود کنارم دوباره نشست _نوش جونت باشه . ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فور ممنوع مرسی
#شب_های_قدیمی #PART_266 بلند خواستم بلند بشم که دستمو گرفت + کجا؟! هول شده بودم و به تنه پته
نمیدونم چرا ولی بغضم گرفته بود دل نازک شده بودم چی کار بودم معلوم نبود هورمون هام بهم ریخته بود هرکاری میکردم نميتونستم دلم رو آروم کنم سردم بود بیشتر تو خودم جمع شدم همینو به زبون اوردم +الکس .... سردمه یه نگاه به اطراف انداخت و گفت _هوا خونه که خوبه ... واستا الان برات چیزی میارم تا گرم بشی . رفت سمت مبل های اونطرف از روی مبل یک پتو که از صبح همون حا مونده بود و جمع نکرده بودم و اورد برام سرم روی بازوش بود به آرومی نوازش میکرد توی اون حال بد لرزشی که دست خودم نبود قلبم آروم بود بعد آروم توی گوشم خوند _بخواب همینجوری بغلم فیلم ببینیم ناچار بودم قبول کردم بغلش حس و حال خوبی میداد سینه اش سفت بود و بازوش بالشت مناسب.... بوی خوبی میداد یه عطر سرد مردونه... نفسام گرم شده بود هیچی از فیلم نمی‌فهمیدم فقط تنها چیزی که حس میکردم نفس های منظمش بود سعی میکردم جوری نفس بکشم که صدای نفس هام و نشنوه نمیدونم چرا ولی حس میکردم اینطوری از صدای نفس هام متوجه میشه درونم جه خبره! با تکون خوردن دستش بی حواس بهش نگاه کردم و سرمو به معنی چیه تکون دادم! با اخم گفت _عزیزم خوبی؟؟؟چند دیقه است دارم صدات میکنم ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فور ممنوع مرسی
#شب_های_قدیمی #PART_267 نمیدونم چرا ولی بغضم گرفته بود دل نازک شده بودم چی کار بودم معلوم نب
با تکون خوردن دستش بی حواس بهش نگاه کردم و سرمو به معنی چیه تکون دادم با اخم گفت - عزیزم خوبی؟؟ چند دقیقه اس دارم صدات میکنم لبمو آروم گزییدم از اینکه فکر کنه با یه بغل این شکلی شدم خجالت زده ام می کرد آروم گفتم + آ...آره من خوبم فقط یه کم خوابم میاد ابروشو بالا انداخت و گفت - عه پس بلند شو بریم بخوابیم اگه خوابت میاد با این حرفش سریع واکنش نشون دادم و گفتم + نههه...نهه نمیخواد نچی کردم خودم و توی بغلش بیشتر جا دادم لب زدم + اینجا بهتره منم خیلی روم باز شده بودا پررو شده بودم شدیداااا تم خنده ای کرد + که اینطور جوجه، بغل من خوبه هوم؟! اوهومی گفتم لب زد + حالا که تو اینطوری راحتی منم حرفی ندارم .. ندارم آخرش و کشیده گفت با شیطنت گفت و لعنت به پسر بی حیا و منحرفی که باعث میشد من خجالت بکشم سرم و بیشتر به سینه اش فشار دادم روی سرم بوسه ای کاشت دستشو دورم بیشتر حلقه کرد ده دقیقه پانزده دقیقه بیشتر نبود که فیلم دیدم توی همین حین ، خوابم برده بود نمی‌دونم و نفهمیدم چجوری چشمام سنگین شده بود و روی سینه و لایه بازوهاش خوابیده بودم ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چند بار تو سکوت شکستی💔🥺 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی پسرا گریه نمیکنن یهو پیر میشن🥺🫂🤍 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
494.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مثل آزادی که برای ناراحت شدن ، هزار تا دلیل داره 💔 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باب ِ دلمۍ بس‌ کہ‌ ٺورو خوب کشیدن ✨🌚 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon