eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
1.8هزار دنبال‌کننده
135 عکس
676 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
″هَم″ خیلی کلمه قشنگیه، با هم، همکلام، هم زبون، همشهری، همدل، همیار. ولی من یکیشو خیلی دوست دارم، اونم کلمه ″همسرِ″، یعنی دوتا ادم بالغ که در هر شرایطی بد و خوبی هم که باشن سرشون روی ی بالشه.🥺💞
«عاشق ادمایی باشین که چیزای گرونی هدیه میدن مثل صداقت، زمان، وفاداری و توجه وگرنه گل خریدن همه بلدن 🥲🤍»
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
شـــبتون بخیــر دوست داشتنیا 🤎🐿"
باشه بد اخلاق، حالا بغلم کن>>>🥹💕 شبتون بخیر عزیزانم🫂🌑🤍
شب بخیر یعنی : خیالت راحت صبح که بیدار شیم بیشتر از الان دوسِت دارم پس راحت بخواب 😴💗
اگه میشه خواهش میکنم از چنلمون اصکی نرید من به بعضیا ام که اخطار میدم بازم ادامه میدن این کارشونو یکبار دیگر این کار تکرار بشه چنل و ایدیتونو داخل چنلمون قرار میدم🙂 اصکی ممنوع🚫
گل ِ من حالت چطوره!؟ 💕🌸
دلم براتون یه ذره شده بود🤌
هستین بریم پارت فدات بشم🫠🦋
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_286 با قرار گرفتن شیر کاکائو داغ و کیک خیسی که جلوم قرار گرفت چشمام برق زد!
بدون هیچ چیز حرفی رفتیم سر کلاس ..... **** جلو در دانشگاه‌ واستاده بودیم که لب زدم؛ +آبان من باید برم تا یه جایی تو برو خونه من میام تا یک ساعت دوساعت دیگه! یه نگاهی به سرتا پام کرد _نگو که میخوای با این لباس ها بری؟! چپ چپ نگاش کردم حرصی گفتم. +لباسام چیکاره مگه؟! بعد از اونم دخالت نکن برو تووو شام درست کن ! بدون اینکه منتظر بمونم حرف بزنه ازش دور شدم کوچه پشتی دانشگاه الکس منتظرم بود نیم ساعت بود که پیام داده بود من رسیدم تعطیل شدی بیا! از قصد میخواستم یکم منتظرم بمونه آروم آروم قدم برمی‌داشتم که بالاخره رسیدم سرما و بالا اوردم ماشین مشکی براق تمیز شیشه دودی و... الکس و دیدم از دور برق میزد بزاق دهن مو به سختی قورت دادم و به سمت ماشین رفتم.... خودمو آماده کردم برای غر زدن تو سرم ولی ؛.... ⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_287 بدون هیچ چیز حرفی رفتیم سر کلاس ..... **** جلو در دانشگاه‌ واستاده بودی
منتظر بودم سرم غر بزنه اما دریغ از یه ذره حرف خیلی با مهربونی انگار نه انگار گفت؛ _چطوری وزه خانوووم؟! زبون تو موش خورده سلام بلد نیستی ؟! گوشه چشمم چین خورد از مدل حرف زدنش سعی داشتم نخندم اروم لب زدم؛ +سلا..م لبخندی زد لپمو کشید حریص وار گفت؛ _سلاااام، سلام به روی ماهت به چشمون سیاهت دورسرت بگردم...! باورم نمیشه این الکس بود بند انگشت شو بهم نشون داد و لب زد؛ _دلم برات انقدر شده بود بچهه خیلی دوستددارم تو چشمام یه برق خواصی بود انگار جای من یه بچه نشسته بود و الکس هم با حرف هاش داشت دلش و قلقک میداد ... منم دوس داشت ، همیشه همین طوری بمون! از بین لب هام ناخودآگاه کلمه"منم" بیرون اومد سرش و کج کرد؛ _تو هم دلت برام تنگ شده بود ؟! قربون اون دلت برم من دردووونه ی من ⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گفتم این آغاز پایان ندارد....🤍🕊 ⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon