1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اون دیگه برنمیگرده💔
#گردن_زنی
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_297 #پارت_بعدی https://eitaa.com/joinchat/2295072286C593a7b82d9 https://ei
#شب_های_قدیمی
#PART_298
منو و آبان بهش میگفتیم خانوم آسانسوری
نیمدونم چرا!
در خونه رو زدم به ثانیه نکشید در باز شد
انگار منتظرم بود.
-کاترینا معلوم هست کجاییی تووو دختره گاو
آخه این چه وقت اومدنه میدونی از ک...
خواست ادامه بده آبان به وقتش هم شوخ و بامزه بود هم سلیطه و تخس
مرغش یه پا داشت
با کلافه گی گفتم ؛
+آبان هیچی نگوو خوابم میاد خسته ام
دوباره خواست لب بزنه که بلند گفتم؛
+جون کاترینااا هیچی نگووو
اونم بدتر از من داد زد
-حداقل بگو چرااا دیر کردییی!
الان چی میگفتم بهش یه دروغ ای بدون فکرکردن گفتم؛
+ترافیک بود تو خیابون گیر کرده بودم براهمون دیر شد
یه لحظه خودم خندم گرفت با دروغی که گفتم
آره جون عمت ترافیک بود
ولی خدایی ترافیک شیرینی بود
تو همین فکر ها بودم که خوابم برد...
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_298 منو و آبان بهش میگفتیم خانوم آسانسوری نیمدونم چرا! در خونه رو زدم به
#شب_های_قدیمی
#PART_299
سرم و گرفتم با دوتا دستام و فشارش داد به دیوار پشت سرم
سردرد داشتم
از وقتی که بیدار شده بودم
روی تخت نشسته بودم
بلند شدم از جام
سمت یخچال رفتم و باز کردم
دنبال قرص میگشتم
قرص مورد نظرمو پیدا کردم با یه لیوان آب بالا انداختم.
میخواستم الکس و امروز بپیچونم
ولی با فکر اینکه از همین اول کاری بخوام بهونه بیارم بد بود....
به زحمت خودمو به کمد توی اتاق رسوندم
حوصله نداشتم فقط اولین لباس رسمی که به چشمم خورد برداشتم
ست کت شلوار طوسی بود با یک شال زرشکی ترکیب دادم ....
برای اینکه به صورتم از حالت رنک پریده ام در بیاد
آرایش معمولی و سادهای کردم
خواستم رژ بزنم که نگاهم افتاد به اون رنک قرمز جیگیری عه
از فکر اینکه واکنش الکس چی میخواد باشه
خندم گرفت.
اون رژ رنگ قرمز جیگیری رو کشیدم رو لــ....بام
از اتاق رفتم بیرون
که چشمم به آبان خورد...
این روز ها چرا ارتباط منو آبان کم شده بود؟
قبلا 24 ساعته باهم بودیم
الان چی شده بود.؟؟؟!
سوتی کشید و با انرژی زیاد گفت
_کجا به سلامتی سر صبحی به خودت رسیدی
ادای یقه ام که خوشگل و خوش ایست واستاده بود رو درآورد
_شبیه خانوم های تیمسار شدی دخترر، خبریهه؟!
خندیدم کیف مو از روی کانتر برداشتم لب زدم؛
+قراره برم پیش ...
آروم تر گفتم ؛
+رئیسم آقا الکساندرو
اوهوویی گفت و براش بو/س فرستادم و رفتم پایین
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کنارتو ♥️🥲
#جان_سخت
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حالش خوب بود؟
#بدنام
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه دوباره یادم اومدی چی ؟ اگر برنگشتی چی؟🥺
#بامدادخمار
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من شمارو نمیشناسم🤓 !
#ازیادرفته
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon
561.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ببخشید ، مامان 🥸
#شغال
⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆
[https://eitaa.com/Hamymoon