eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "
1.8هزار دنبال‌کننده
147 عکس
798 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
حالت چطــوره ماهِ من ?! 🥺💛🌙~
شب جمعست و فکر کنم خیلیا خوابن ..🫠
ولی من بیدارممم .. و پارت هم آوردم براتون 😂😍💕
بخونیمش باهم?! 🙊🩵
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_321 ادامه تعریف کردن شد؛ قاب عکس خانوادگی رو گرفت دستش اشاره ای بهش کرد ؛
خواستم اعتراض کنم دستش و روی گونم گذاشت و گفت -هیچی نگو... +الکس.. -هیش... فقط الان هیچی نگو و به چشمای من زل بزن... با لبخند نگاهش کردم که گفت -دوست دارم ... الکس شده بود ، مثل این پسر بچه های کوچیک .. سرش و روی پای من گذاشته بود و چشماش و بسته بود .. دستم و توی موهاش فرو کردم و گفتم + آقای محترم... اگه ناراحت نمیشید .. من باید برم خونه ی خودم نگاهی بهم کرد و مثل پسربچه های تخص گفت – ناراحت میشم .. با مکث و خنده نگاهش کردم + جدی أی الان?! – آره.. و دوباره سرش و روی پام گذاشت که گفتم + الان واسه من داری خودت و لوس میکنی?! – اینهمه شما خودت و لوس کردی .. دوبارم من .. با خنده گفتم + مرد..خودت و با من مقایسه میکنی?! خجالت بکش .. میدونی چند سالته?! 30 و رد کردیااا.. چپ چپ نگاهم کرد – 30 أم.. با اخم نگاهش کردم + هیکل و هیبتت و نگاه کردی .. با این هیکل و هیبت ، خودت و واسه من لوس میکنی پسر?! – مشکلی داری?! با خنده گفتم + اینجوری که تو گفتی ، فکر نکنم بتونم مشکلی داشته باشم .. ولی.. – ولی و اینا نداریم دیگه .. هیچی نگو..میخوام بخوابم!! + جدی أی الان?! – میگم که آره .. تو حالتی که راحت بود چشماشو و بست و خوابید... ‌         ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon]
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_322 خواستم اعتراض کنم دستش و روی گونم گذاشت و گفت -هیچی نگو... +الکس.. -ه
بلند خندیدم + الکس ... الان من باید نازت و بکشم .. ادای من و در آورد و گفت – پس چی.. + چی بگم آخه به شما من?! دستم و توی موهاش فرو بردم + پسر قشنگم..خوبه?! ابرویی بالا داد که گفتم + الکس جونم ، چطور?! دوباره ابرو بالا داد که گفتم + بگو ببینم .. چی میخوای بشنوی پسر .. بگو همون و میگم !! – مثلا.. + مثلا?! دستش و روی گونم گذاشت و گفت – یه دوست دارم از شما به ما نمیرسه?! با لبخند گفتم + اگه با یه دوست دارم ، راضی میـشی که خب باشه .. لپش و فشردم + دوست دارم .. چشماش برق زد و نگاهم کرد.. مات موندم!! سرش و از روی پام برداشت .. چشماش از خوشحالی میخندید .. اصلا برق میزد .. باورم نمیشد !! + چیه الکس ?! تو با یه دوسِت دارم من ، انقدر ذوق کردی .. لبخندی کنج لبش نشست .. – دوست دارم زیاد شنیدم .. از هرکی که بگی !! ولی ، هیچ کدومشون انقدر خالصانه نبود .. این دوست دارمی که شنیدم ، خالص بود .. از ته قلبت بود !! با تموم وجودت گفتیش .. آخرین بار.. همچین دوست دارمی و از مامانم شنیدم .. ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon]
شبتون بخیر🌑🤍
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باتو‌تقدیرم‌گره‌خورد...🤎🥹 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon]
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه قراره برقصم به ساز خودم میرقصم...🤍 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon]
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از این مردها کم پیدا میشه🥲 قدرشونو باید دونست🙂 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon]