eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "
1.8هزار دنبال‌کننده
126 عکس
602 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_135 +یعنی چی..؟! حوصله نداشتم عصبانی بودم نميتونستم جواب سوال هاشو بدم ....
داخل آسانسور بودم خواستم به کاترینا زنک بزنم که دارم میام پیشت ولی ..... یه حسی بهم گفت بهش چیزی نگم و برم پیشش سوار ماشین شدم به سمت خونه کاترینا رفتم سر راه از گل فروشی براش چند شاخه گل خریدم تا از دلش در بیارم ..... ماشین و پارک کردم رفتم بالا ، زنک خونه رو زدم بعد چند دقیقه در خونه باز شد سرمو اوردم بالا دیدم ؛..... کاتریناا با موهای پریشون و چهره ی خواب‌آلودگی جلو من واستاده بود لباساش یه پاچه شلوارش بالا بود تا خورده بود یکی بلند بود و.... با این وضع جلو من واستاده بود دلت میخواست بری سفت و محکم بغلش کنی و دلم طاقت نیاورد و همین کار رو کردم هنوز تو خواب و بیداری گیج میزد سمتش رفتم محکم بغلش کردم .... وقتی بغل اش کردم انکار به تک تک سلول های بدنم جون اضافه کردم . بعد از چند دیقه دیدم هیچ حرفی نمیزنه ترسیدم از بغل ام جداش کردم دیدم مات و مبهوت مونده _سلااااام عشق من .! بازم جواب نداد دستمو جلو چشماش تکون دادم بالاخره به خودش اومد +عااا.... الکس تو اینجا چیکار میکنی؟ کی اومدی؟ برای چی اومدی اینجا؟! سوال ها رو پشت سر هم میپرسید بابا نفس بگیر الان میگم بچه لبخندی زدم _بچه ... ببین منو توضیح اش طولانیه الان میرم سر اصل مطلب برو حاظر شو میخوایم بریم +کجا...؟! صاف ایستادم با انگشت اشاره ام به خودم اشاره کردم _خونه ی من ، بدو برو حاظر شو منتظرشون نداریم.! گیج گفت؛ +کی منتظر مون هست؟! ........ ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon]
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_136 داخل آسانسور بودم خواستم به کاترینا زنک بزنم که دارم میام پیشت ولی .....
با دوتا دستام صورتش و قاب گرفتم تو چشماش زل زدم گفتم؛ _دیار و اهورا خواست دوباره سوال بپرسه ، اجازه ندادم حرف بزنه گفتم ؛ +هییشش برو حاظر شو من پایین منتظرتم اروم تر گفتم؛ +بیشتر از این اینجا بمونم یه بلایی سر خودم و خودت میارم بچه رو سر صبحی البته ظهر بود ولی واسه اون که تازه از خواب بیدار شده بود صبح بود تو هپروت قرارش دادم دوباره اون چهره ایی که خواب آلود بود یادم اومد نیش ام باز شد .... تو ماشین نشسته بودم منتظر بودم تا خانومی بیاد .... بعد 20 دقیقه دیدم اومد نشست جلو کنار من ، خودمو کج کردم تا ببینمش نگاهی بهش انداختم خوشگل بود ، الان خوشگلتر ام شده بود لباس های سفید و کرم تنش کرده بود مث ماه می‌درخشید ماه من بود ، نور شب هام . برگشت منو دید که دارم نگاش میکنم گفت؛ +چر....چرا حرکت نیمکنی بریم ، مگه نگفتی منتظر مون هستن بریم دیکه !.... بازم هیچی نگفتم که دوباره گفت ؛ _الکس ... به چی زل زدی برو دیکه ..! بالاخره لب باز کردم و گفتم؛ +دلبر خودتی! تو صدم ثانیه صورتش گل انداخت آخ من قربون اون خجالت کشیدنت برم از اخر من از دست این دیییووونههه میشم .:) ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon]
شـــبتون بخیر ماه ترینا.. 🥹🌸🌙"
سلام روز همه گی بخیر خواستم بگم امروز من یکم دیر تر فعالیت میکنم ، ببخشید 😔😔😭❤️‍🩹
درخواستی از سریال تاسیان 🤌🥲
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باتو میچسبه همه‌چی یه جور دیگه....🫴🏻❤️‍🩹 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon]
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دلم برات تنگ شده :)🥲🤍 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon]
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عشق قباد به شهرزاد ❤️‍🔥🙃 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon]
بچه ها من امشب یعنی کلا امروز خیلی خسته شدم از صبح درگیر کلاس هام و آزمون هایی که داشتم بودم واقعن نیمتونم ببخشید فردا ام باید برم مدرسه ... نمیتوووونم 😭🤍 نمیتونم فعالیت کنم 🥲👀
شرمنده ام براتون جبران میکنم درک کنین حق بدین بهم ، شبتون خوش 🌑🤍✨