eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "فور نباشه
1.8هزار دنبال‌کننده
117 عکس
548 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مثل ما بهم هشکی نمیاد🤍-! ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
909.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاش 👀😅 فقط مرد های انتخابی تینا پاکروان 🤌🥲✨ ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
سلامممم گل😊🌸
خوبی مهــــــربونم? 🌿🦋
خشگل خانووم هستی بریم پارت بخونیم🎀
"مــحزونِ شــاعر "فور نباشه
#شب_های_قدیمی #PART_165 جلوش وایستادم خیره به آخرین دکمه ی بسته اش خفه لب زدم ؛ +اقا ما به درد ه
برگشتم دیدم ی سینی دستشه غذا...!؟ صاف نشستم ، اومد سمتم گوشه تخت نشست سینی رو گذاشت روی تخت با دیدن چیزی که حدس زده بودم چشمام برق افتاد اره غذا بود وایی گشنمم بود ولی من اگر میخوردم فکر میکرد باهاش اشتی کزدم ،نچ! یه قاشق غذا برداشت اورد سمت دهنم اشاره ایی بهش کرد گفت؛ _بخور عزیزم رومو برگردوندم اونطرف ، دستشو پست زدم و اروم لب زدم ؛ +نمیخوام ... محکم گفت ؛ _بیخوود... چقدر این بشر زورگو بود حرف حرف اون بود زیر حرفش نمیتونستی بزنی پشت چشمی نازک کردم و گفتم؛ +الکس بهت گفتم نیمخوام برو بیرون ، میخوام بخوابم .... این دفعه جدی تر گفت یکمم شیطنت ته صداش ام بود؛ _نــــچ ، اینا رو تا تهش بخور بعد میزارم بخوابی خواستم لب باز کنم چیزی بگم ، با کاری که کرد حرف تو دهنم موند .... قاشق غذا رو داد تو دهنم ، از اینکه موفق شده لبخند ایی از روی رضایت زد. _نوش جونت باشه بچه پشت چشمی نازک کردم براش ادا در اوردم قهقه ای تو گلو زد و خندید... ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فور نباشه
#شب_های_قدیمی #PART_166 برگشتم دیدم ی سینی دستشه غذا...!؟ صاف نشستم ، اومد سمتم گوشه تخت نشست
شام که خوردیم باهم چند قاشق بیشتر نتونستم بخورم اخمی کرد _شام خوردنت همین بود؟! لب گزیدم +خب زود سیر شدم ... پهلومو گرفت مجبورم کرد کنار خودش بشینم _دهنتو باز کن ! +الک... حرف ام تموم نشده بود که یه قاشق دیگه گذاشت تو دهنم... این بار دوم بود این کار رو میکرد بابا خب نیمخواااامم اههههه زو مگه من مث اون گوریل نیستم که بخوام یک بشقاب کامل رو بخورم .... با لرز و استرس قورت دادم دیگه بیشتر نميتونستم حالم بد میشد .. خواست دوباره یک قاشق دیگه بده بهم زود دهن باز کردم و گفتم؛ +بسههههه.... دیگه نمیخوام صدام بغض دار شده بود چرا اینجوری شده بودم من زود میزدم زیر گریههه دل و روده ام بهم می‌پیچید درد عجیبی داشت ... با حس اینکه میخوام محتوای معده مو بالا بیارم کنترل خودمو از دست دادم بی هوا عوق ایی زدم ... سریع دستمو گذاشتم روی دهنم به سمت سرویس پریدم ، چم شده بود؟ بی هوا عوق دیگه ایی زدم هرچی خوردمو بالا اوردم... جلوی اینه روشویی وایستادم... بزور سرپا وایستاده بودم. تقه ایی به در خورد که ترسیده سر بالا اوردم و چرخوندم ... ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
638.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی برمیگردی می‌بینی از قبل داشته نگات میکرده >>>🫠❤️‍🩹 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
972.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مثلا خیلی نگرانیم خیلی ناراحت شدیم 😭😭❤️‍🩹 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon