eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "
1.8هزار دنبال‌کننده
102 عکس
522 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
"مــحزونِ شــاعر "
ولی جدی جدی همشون قشنگن🤌♥️✨
ماه پیشونی و پیشونی سفید خیلیییییییییی دوست داشتم به دخترا پیشناهاد میکنم ببینین با روح تون سازگار عه💗🎀 دلم میخواد حافظه ام پاک شه دوباره ببینم
"مــحزونِ شــاعر "
وحشی و اگه نبینی نصف عمرت بر فناست
اونو گذاشتم تو اولویت منتظر بودم فصل دو بیاد بعد برم ببینم که اومدش این روزا میرم نگاش میکنم🤌✨
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقای داماد و عروس خاااانووم❤️‍🩹🥲 +چرا قسمت اول قشنگههه بعدش غمگین با شادی شروع میشه با غم تموم میشه 💔🥺 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو فال همه بودیم ولی... ما مال همدیگر نبودیم!💔🥀 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
حــالت چطوره ناناز ؟🥺🩵🎀
زندگی به کامته دختر جون ؟!😅🤎☕️
امیــدوارم روزای خوبی و پشت سر گذاشته باشید ..😇🫶🏻
و روزای خوبی ، در آینـــده منتظرتون باشه 😻✨
و امیـــدوارم بشه هر آن چیزی که باید ..🤍🎀
"مــحزونِ شــاعر "
#شب_های_قدیمی #PART_177 چرا انقدر بیشعووور بود با من واستاده بود کل کل میکرد .... سکوت کردم و چیز
یهو گفت - مهتاب قبل از تو بوده.. چشمام درشت شد با بهت نگاهش کردم منظورش چی بود؟ نکنه قبل از من باهاش بوده.. موهامو کنار زد قبل اینکه بخوام حرفی بزنم ادامه داد - قبل اینکه ببینمت وجود داشته و اسمشم بردن؛ پس اگه قرار بود بخوامش الان زنم بود... با تموم شدن حرفش اخمی کردم تند گفتم - بیخود.. کی بوده؟! خندید - هومم..آره بیخود.. دختر خاله ام یعنی چی ، یعنی اونم مث من که با مارتینو قرار بود ازدواج کنم الکس ام مث من قرار بوده با دختر خاله اش ازدواج کنه ... خواستم حرفی بزنم که ، گوشیش زنگ خورد؛... از من فاصله گرفت رفت عقب ، نمیدونم کی بود من هنوز تو فکر مهتاب بودم ... _باشه دیگههه ، بیاااا خونه بلند داد زد از فکر و خیال اومدم بیرون ، اخم هاش تو هم بود مشخص بود طرف عصبانیش کرده.... چنگی به موهاش زد نگاش افتاد به من .. نیمدونم چی دید و چی شد پوزخندی زد با دو قدم اومد سمتم... خم شد ، بلند ام کرد گذاشت روی اپن هینی کشیدم کارش یهویی بود هاج و واج مونده بودم ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon