eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
1.7هزار دنبال‌کننده
115 عکس
468 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مردی‌بااون‌تیپ‌بااون‌هیکل، بااون‌چشم‌ابروی‌مردونه... 😭🫧 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینده؟🕊🤍 +گاهی وقتا نگران اینده ام هستیم ... ولی شایذ تو همون اینده ایی که انقدر نگرانش هستیم نباشیم 🥲🥀 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استعدادم؟! دیوونه کردن آدما:)🎀🙃 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میخوام‌دورت‌بگردم🥹❤️‍🔥! ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عین خیالتون نبود🙃🪽(: ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امدی جانم به قربانت🫠❤️‍🩹» ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
شب همه گی تون بخیر باشه 🥲🤍🌑 خواستم بگم بهتون من نمیتونم فردا فعالیت کنم زود ولی ساعت 12 ظهر براتون پارت های جدید رمان و میزارم فقط نمیتونم فعالیت کنم .🙂🤍 ولی حتما تا بتونم میام برای شما قشنگا فعالیت کنم ...🥺❤️‍🩹 عصر میام پیشتون 🤝🥲✨ ♥️دسترسی ام بسته است ، فور ام نمیدم ♥️ شبتون بخیر زیبا رویانم خیلی برام با ارزش هستید موندگار باشی و بمونین برام🤍💐
سلام..سلام🥹🌸؛
احـوالِ نارنگـیام؟!🍊🌱>>
به پـارت امـروز توجه بنـمایید😌🫂..
+ همـگیییی حـاضر؟!     - بلـه ناخداااا😵‍💫🤌🏻🫧
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_187 سریع گفتم؛ +اما ... اما نه بهم نامحرمی الکس ... حتی ، حتی بدون اجازه بغل
الکس گفت؛ _حالا میتونی چشمات و باز کنی دخترم... چشمام و باز کردم و با دیدن روبروم جا خوردم! اتاق به شکل عجیب و قشنگی با گل رز صورتی تزئین ‌شده بود و یه دسته گل بزرگ که هم قدِ خودم بود ، انتهای اتاق بود! شمع های نازی که با پاپیون صورتی تزئین شده بودند کل اتاق پیچیده بود! با بغض و تعجب به الکس زل زدم و گفتم + اینجا چه خبره الکس ؟ اینا برای چیه؟ الکس سرم و آروم بوسید و گفت – اون روز من تورو ناراحت کردم و برای بخشیدن من اینارو برات گرفتم ... ولی خب نشد بهت بگم .... امروز گفتم بهت نشونش بدم ، خوشگل من . هاج و واج مونده بودم نمیدونستم چی نشون بدم از خودم .... دستش و دور کم.....م حلقه کرد و آروم بو.....ه أی به روی شـ.....ونم زد و گفت ؛ _منو ببخش من اون موقع نميتونستم خودمو تحمل کنم ببینم کسی جز من بهت نزدیک شده ... غیرت م اینو بهم اجازه نمیده .... بعد بینیش و به بینیم مالوند و گفت؛ _ آخ ... آخ اگر میتونستم همونجا حساب اون یارو میزاشتم کف دستش با گریه ایی که از خوشحالی بود گفتم +تو ام کم نزاشتی بمونه از حساب کف دستش.. خندید و گفت؛ +اره ... ولی کم اش بود باید بیشتر میخورد ... هرچی میگفتم حرف خودش بود ول کن نبود مطمئن ام هرجا دیگه حتی 2 سال دیگه اونو ببینی دوباره باهاش درگیر میشه .... _اصلا از همون روز اول که اومده بودی کافه کتابخونه ، برق نگاهت من و گرفت ... من و گرفت و به این روز انداخت ! ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon