eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "فورنده سپاس
1.7هزار دنبال‌کننده
127 عکس
511 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دوست دارم هیچوقت نریا❤️‍🩹🫂 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بشه قدر این ثانیه هارو کنار تو فهمید🥲 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
534.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من بدون تو نمیتونم زندگی کنم🥲💗 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دختر به این نازی❤️‍🔥🙂 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ادمیزاد؛ اصلا امکان نداره "تاسیان" داخل زندگیش تجربه نکنه. ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
چطوریـد قـندا؟!😇🌸
Heloo..😁🦋››
احواااالتون؟!🥱🌸..
میخوام براتون پارت جدید بزارم .... تا دقایقی دیگر👀🤍🤌
"مــحزونِ شــاعر "فورنده سپاس
#شب_های_قدیمی #PART_191 صاف وایستادم سر جام نگاهی به اطراف کردم ... خیلی همه چی زیبا و خوشگل چید
دستام میلرزید ... وقتی لرزیدن مو دید بیشتر خشمگین شد آره ، صد در صد دییووونه میشد ... اگر جواب شو میدادم . بدبخت شده بودم ! اونم ناجور.... خواستم گوشیمو خاموش کنم که؛... زودتر از من جنبید و گوشی رو از دستم گرفت . خواستم گوشیمو از دستش بگیرم ، اما قدم بهش نرسید... دستمو جلوی دهنم گذاشتم .. الان یه کاری میکرد . به صفحه گوشی خیره شده بود اخم هاش توهم رفته بود ... رگای گردنش متورم شد.. +الکسس بده گوشیمو .... جواب شو نده . یه جوری برگشت نگام کرد که یه لحظه فکر کردم کار اشتباه ایی کردم مقصر منم ... بغض ام گرفته بود ، دل نازک شده بودم اشک ام دم مشک ام بود .. دیگه چیزی نگفتم اگر میگفتن قطعااا گریه ام اوج میگیرفت ... آیکون سبز و کشید بالا ؛... +الو کاترینا جان... مارتینو بود عو_ ضی چرا تو باید به من زنگ بزنی ازش متنفر بودم هیچ‌وقت کار هایی که باهام‌کرد و فراموش نیمکنم .... متنفرم ازش ...! ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده سپاس
#شب_های_قدیمی #PART_192 دستام میلرزید ... وقتی لرزیدن مو دید بیشتر خشمگین شد آره ، صد در صد دییو
گوشی روی بلند گو بود صدای مردونه اش تو اتاق می پیچید... ولی چهره الکس زیر نویس داشت ، چشماش خونی رنگ بود... فکش و فشرد ... کلافه نفسشو بیرون داد از عربده اش ترسیدم تو خودم جمع شدم و ترسیده عقب رفتم گوشی و نزدیک برد و گفت؛ _مگه من اسم تورو از حروف الفبای مخاطبین حدف نکردم ، مرتیکههه.! سکوت کرده بود حرف نمیزد مثل اینکه اونم تو شک بود .... _هاااااا؟پاک کردم یا نکردم... با صدای اروم که از ته چاه در میومد گفت؛ +مگه دوست داشتن... جرمه ؟! _ارهـهـهـهـهـه دوســت داشـتـن کـاتـریـنا جـرمه. مجازاتشم مرگ عههه . اینو آویزه گوشت کن، فهمیدیییی اونم از پشت تلفن نفس های حرصیش میومد بلند داد زد؛ +توووو چیکاره ایی هااا، چیکاره کاتریناا هستی هوووم؟! که واسه من خط و نشون میکشی... _صداتو ببر ، خفه___شووو من کسی هستم که دیگه نمیزارم کسی اذیتش کنه فقط یه بار دیگه مزاحم بشی با من طرفی ... ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده سپاس
#شب_های_قدیمی #PART_193 گوشی روی بلند گو بود صدای مردونه اش تو اتاق می پیچید... ولی چهره الکس زی
اجازه صحبت به مارتینو نداد و قطع کرد .... تو فاصله یک واستاده بود ، نفس های داغش به پوست نازک صورتم برخورد میکرد. تو چشماش نميتونستم نگاه کنم میترسیدم استرس داشتم . با هر یک قدمی که می‌فرتم عقب اون میومد جلو .. با برخورد دیوار پشتم دیکه نتونستم برم عقب... با بغض لب بر چیدم و چنگی به آستینش زدم اسمش و صدا زدم +الــ....کــس که از خدا خواسته لب زد _جانم خانومم ..جان...قربونت برم چیزی نگفتم و سکوت کردم با خجالت سرم و روی سینه اش گذاشتم.. که دستش و نوازش وار پشتم کشید _جانم ؟ چی میخوای ؟ بگو تا جونم برات در بره دلم سنگین بود سنگینی از ترس و استرس نگرانی دلشوره همه چی ... حال بد میخواستم بلند بلند گریه کنم تا خالی بشم یه ذره .... اروم گفتم؛ +میترسم .... بیشتر منو تو بغلش فشرد دم گوش ام پچ زد؛ _هیشش اروم باش ، من هستم از هیچی نترس خب ! هق هق ریز ایی کردم ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon