eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
1.7هزار دنبال‌کننده
111 عکس
456 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
چطوریـد قـندا؟!😇🌸
Heloo..😁🦋››
احواااالتون؟!🥱🌸..
میخوام براتون پارت جدید بزارم .... تا دقایقی دیگر👀🤍🤌
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_191 صاف وایستادم سر جام نگاهی به اطراف کردم ... خیلی همه چی زیبا و خوشگل چید
دستام میلرزید ... وقتی لرزیدن مو دید بیشتر خشمگین شد آره ، صد در صد دییووونه میشد ... اگر جواب شو میدادم . بدبخت شده بودم ! اونم ناجور.... خواستم گوشیمو خاموش کنم که؛... زودتر از من جنبید و گوشی رو از دستم گرفت . خواستم گوشیمو از دستش بگیرم ، اما قدم بهش نرسید... دستمو جلوی دهنم گذاشتم .. الان یه کاری میکرد . به صفحه گوشی خیره شده بود اخم هاش توهم رفته بود ... رگای گردنش متورم شد.. +الکسس بده گوشیمو .... جواب شو نده . یه جوری برگشت نگام کرد که یه لحظه فکر کردم کار اشتباه ایی کردم مقصر منم ... بغض ام گرفته بود ، دل نازک شده بودم اشک ام دم مشک ام بود .. دیگه چیزی نگفتم اگر میگفتن قطعااا گریه ام اوج میگیرفت ... آیکون سبز و کشید بالا ؛... +الو کاترینا جان... مارتینو بود عو_ ضی چرا تو باید به من زنگ بزنی ازش متنفر بودم هیچ‌وقت کار هایی که باهام‌کرد و فراموش نیمکنم .... متنفرم ازش ...! ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_192 دستام میلرزید ... وقتی لرزیدن مو دید بیشتر خشمگین شد آره ، صد در صد دییو
گوشی روی بلند گو بود صدای مردونه اش تو اتاق می پیچید... ولی چهره الکس زیر نویس داشت ، چشماش خونی رنگ بود... فکش و فشرد ... کلافه نفسشو بیرون داد از عربده اش ترسیدم تو خودم جمع شدم و ترسیده عقب رفتم گوشی و نزدیک برد و گفت؛ _مگه من اسم تورو از حروف الفبای مخاطبین حدف نکردم ، مرتیکههه.! سکوت کرده بود حرف نمیزد مثل اینکه اونم تو شک بود .... _هاااااا؟پاک کردم یا نکردم... با صدای اروم که از ته چاه در میومد گفت؛ +مگه دوست داشتن... جرمه ؟! _ارهـهـهـهـهـه دوســت داشـتـن کـاتـریـنا جـرمه. مجازاتشم مرگ عههه . اینو آویزه گوشت کن، فهمیدیییی اونم از پشت تلفن نفس های حرصیش میومد بلند داد زد؛ +توووو چیکاره ایی هااا، چیکاره کاتریناا هستی هوووم؟! که واسه من خط و نشون میکشی... _صداتو ببر ، خفه___شووو من کسی هستم که دیگه نمیزارم کسی اذیتش کنه فقط یه بار دیگه مزاحم بشی با من طرفی ... ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_193 گوشی روی بلند گو بود صدای مردونه اش تو اتاق می پیچید... ولی چهره الکس زی
اجازه صحبت به مارتینو نداد و قطع کرد .... تو فاصله یک واستاده بود ، نفس های داغش به پوست نازک صورتم برخورد میکرد. تو چشماش نميتونستم نگاه کنم میترسیدم استرس داشتم . با هر یک قدمی که می‌فرتم عقب اون میومد جلو .. با برخورد دیوار پشتم دیکه نتونستم برم عقب... با بغض لب بر چیدم و چنگی به آستینش زدم اسمش و صدا زدم +الــ....کــس که از خدا خواسته لب زد _جانم خانومم ..جان...قربونت برم چیزی نگفتم و سکوت کردم با خجالت سرم و روی سینه اش گذاشتم.. که دستش و نوازش وار پشتم کشید _جانم ؟ چی میخوای ؟ بگو تا جونم برات در بره دلم سنگین بود سنگینی از ترس و استرس نگرانی دلشوره همه چی ... حال بد میخواستم بلند بلند گریه کنم تا خالی بشم یه ذره .... اروم گفتم؛ +میترسم .... بیشتر منو تو بغلش فشرد دم گوش ام پچ زد؛ _هیشش اروم باش ، من هستم از هیچی نترس خب ! هق هق ریز ایی کردم ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_194 اجازه صحبت به مارتینو نداد و قطع کرد .... تو فاصله یک واستاده بود ، نف
_منو ببین... نميتونستم تو چشاش نگاه کنم سخت بود برام . دید توجه ایی به حرفش نکردم با صدای خش دار گفت؛ _کاتریناااا سرم و از روی سینه اش برداشتم ... با دستاش صورت مو قاب گرفت تو چشمام زل زد؛... جدی گفت ؛ _ببین تا وقتی من هستم کسی حق نداره بهت نزدیک بشه حق نداره بگه بالا چشمت ابرو من این اجازه رو به هیچکس نمیدم .... یه تار موی تو رو به هیچکس نمیدم ، برا خودمیاا خب! حرف هاش بهم آرامش منتقل میکرد فقط ته دلم باور نداشت میگفت اگر اینا حرف باشه الکی باشه چی؟!! اعتماد کردن برام سخت بود ... _من همیشه پیشت میمونم ، پشتتم کنارت ام هر لحظه و هر ثانیه. خب، خوشگلم.! لبخندی زدم +ممنونم ، مرسی که هستی روی سرم رو بو_/_سید _دیگه ناراحت نباشی هاا من میکشم هرکی تورو ناراحت کنه ، تو همه وجود منی به تو چیزی بگن انگار به من گفتن ... با خنده گفت؛ _دهنش.../ون رو سرو_..یس میکنم با این حرفش ته دلم قنج رفت . ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
شـــبتون بخیــر آرومِ جونـا🤍🦋"
روز بخیر دوست من :)🩷🧸'
چطوری گل ؟!😃🦋🌸🤏