eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "فورنده متشکرم
1.7هزار دنبال‌کننده
99 عکس
451 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی جمله های مالکیت اصن تویه لول دیگه اس🤌🥲 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دلم برات تنگ میشه ، سیاوش:)❤️‍🩹🥲 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو شمس منی ، من خورشید پرستم:)🌻🌞🤍 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زیبا ترین دختر دنیا تو بغل بود .🫂🫀 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
+پیشی کوچولوی من کیه؟!🎀😌 -منننننننن😇🐈 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاید تو عشق برابر باشن ولی...🙃💔 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
سلام دختر قشنگم💘🍒
ماهِ من حالت چطوره? 🦋🫠
هستی بریم پـــــــارت? 😻🫶
"مــحزونِ شــاعر "فورنده متشکرم
#شب_های_قدیمی #PART_199 چی شد؟! الان داشت از آبان میخواست پنهان کنه،که من تو زندگیش هستم؟! دقیقا
دیگه هیچ حرفی نزدیم ، ادامه راه رو با سکوت گزروندیم... جلوی در خونه ماشین و پارک کردم +الکس .. اروم اسمم و صدا زد صداش ناز داشت ؛ _جان الکس... باز دوباره خجالت کشید ، نگاشو دوخت به یک جای دیگه ؛ چونش و محکم گرفتم برگردوندم سمت خودم ، جدی گفتم؛ _از من نگاه تو ندزد خب! بگو جوونم بچه چی میخواستی بگی؟! با لکنت گفت؛ +خ..خیلی ممنونم ، شب بخیر خواستم در ماشین و باز کنم تا سریع تر از این فضا دور بشم ... گرمم بود ، شدید خواستم پیاده شم ؛ دست ام اسیر دست های بزرگ و مردونه ی الکس شد ، اجازه نداد بهم... با تعجب سرمو اوردم بالا ... نمیدونم چی تو چهره ام بود ولی اون مشخص بود بزور داره خودشو نگه میداره تا نخنده ... پچ زد: _یه چیزی رو یادت رفت ...! +چیی؟!!! اشاره ایی به لپ اش کرد و لب زد؛ _ب.وس منو یادت رفت.... خدااایاا الان اشک ام در می اومد ! +الکس زشته الان یکی مارو میبینه ... تخس گفت؛ _نچ ، زشت اینه تو کاری که گفتم و انجام نمیدی... برگشتم سمتش و به اجبار زود ؛ بو..سه. ریزی روی گونش کاشتم و قبل اینکه چیزی بگه از ماشین پیاده شدم .... هول کرده بودم ، تپش قلب داشتم . بدو بدو به سمت در حیاط خودمو رسوندم بلند داد زد؛ _عشققممم برگشتم سمتش سوالی نگاش کردم؛ _بهت زنک میزنم جواب بدی ، مراقب خودت باش جووجه مردک پرو پرو به من میگه زنک میزنم جواب بده ، جواب ندم میخوای چیکار کنی ایشش ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon