eitaa logo
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
1.7هزار دنبال‌کننده
111 عکس
464 ویدیو
1 فایل
محزون است که حتی کاری نکرده باشی که افسوس اش را بخوری! تنها ماندن سخت محزون خواهدبود. ازتون ممنونم که باحضورتون خانواده‌ی"محزون شاعر"را بسیار بسیار زیبا میکنین🪞🪄 تأسیس:1404/11/8 لینک چنل؛https://eitaa.com/Hamymoon چنل|محافظ؛https://eitaa.com/Hamimooon
مشاهده در ایتا
دانلود
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_201 با خودم حرف میزدم زیر لب غر میزدم در خونه رو باز کردم ولی انکاری وارد خ
دیگه بیخیال الکس شدم دلم برای آبان خیلی تنگ شده بود محکم بغلش کردم ، لب زدم؛ +خیلییی خوش اووومدییی با قهر گفتم؛ +دلم برات تنگ شده بود بی معرفت ... دوباره بغل ام کرد و سفت منو به خودش فشرد پچ زد؛ _وایییی دختررر عاشقتم دیگه اومدم پیشت بیا بریم تا صبح باهم بگیم و بخندیم آبان دختر خیلی پر انرژی بود خونسرد بودش یعنی ایجوری خودشو نشون میداد از درون یک آدم دیگه ایی بود ... هرکی این دختر و میدید فک‌میکرد هیچ غمی تو زندگیش نداره .. تفاوت سنی زیادی با آبان نداشتم ... چمدون ایی که دست اش بود رو گرفتم و گل رو دادم بهش؛ _واییی دختر تو چقدر ماهی قندم دوست دارم لبخندی زدم با خوش رویی گفتم +منم دوست دارم ، بدو بیا بریم برات غذای خوشمزه درست کردم ... شیطون و مرموز لب زد؛ _چی درست کردی؟! با لحن لوس گفتم؛ +دیگه..... دیگه سوپریز عه گللل برو بابایی نثارم کرد که هیچی نگفتم و ریز خندیدم سمت ماشین رفتیم چمدونش رو گذاشتم صندوق و ماشین و دور زدم حرکت کردم به سمت خونه ... تو راه باهم کلی حرف زدیم و‌خندیدیم خاطره تعریف میکرد از اتفاقی که براش پیش اومده بود تو اون چند وقت ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_202 دیگه بیخیال الکس شدم دلم برای آبان خیلی تنگ شده بود محکم بغلش کردم ،
جلوی در خونه نگه داشتم ... +بپر پایین دخترر با صدای نسبتا بلندی گفت؛ _حلههه بیا بریم بدووو **** در خونه رو باز کردم ، دم عمیقی از هوا گرفت _وای دختررر دلم برای این خونه این بود این فضا برای همه چی این خونه دلم تنگ شده بود مزه ریختم و گفتم؛ +این خونه ام دلش برای تو تنگ شده بود ، بچه زد زیر خنده خوشحال بود ، براش از ته دلم ارزو کردم همیشه مثل الان حالش خوب باشه یه خوشی بی اندازه مثل؛ شبی که از ذوق اینکه فردا میخوای بری مسافرت خوابت نمیبره و.... +تا تو بری یه دوش بگیری و خوشگل و آراسته بشی منم برات یک چیز خوشمزه اماده میکنم ، باهم بخوریم بدو بروو دوتا دستاش و محکم بهم کوبید با ذوق گفت؛ _عالیههههه موافقم چمدونش و برداشت و‌رفت دستی برام‌تکون داد _بااای باای جوووونم بدرووود عززیزم دیوونه شده بود چرت و‌پرت میگفت برای خودش متاسف بار سری تکون دادم و به سمت اشپز خونه رفتم ... از دسر و کیک و ژله هایی که درست کردم از یخچال اوردم بیرون روی میز جلو تی‌وی چیندم تا خااانوم تشریف بیاره ... در حین انجام کارم بودم‌ که گوشیم زنک‌خورد؛.... ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
شـــبتون بخیر ماه ترینا.. 🥹🌸🌙"
روز بخیـــر زیبا جان🥱😂💕
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رفیق داروی روح آدم هست🥲🤍 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وایی🤣🤣🤣🤍 چه کارایی نکرد امیر برای داشتن شیرین 🥲🫀 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
445.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ترسناک‌ترین خنده های سینمای ایران: این خنده هارو دوست دارم 😅🤍 بوی انتقام و خون میاد 🤌😁 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
غیرتی شدن پسراا👀❤️‍🔥 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من؛😂🤍 رک و روراست 👌😅 ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon
بریم‌ برای پارت جدید🤌🥲
"مــحزونِ شــاعر "فورنده
#شب_های_قدیمی #PART_203 جلوی در خونه نگه داشتم ... +بپر پایین دخترر با صدای نسبتا بلندی گفت؛
با دیدن شماره الکس تازه فهمدیم چی شد!!! من به کل از یادم رفته بود بی جواب گذاشته بودم پیام هاشو ... حافظه ماهی بود سریع آیکون سبز و کشیدم بالا _سلاام دردووونه من خوبی ؟؟؟!! صداش چرا دو رگه بود سعی میکرد نشون نده عادی صحبت کنه ولی واضح بود +سلامم عزیزم حالم خوبه تو خوبی ، صدات گرفته؟!! خواست صحبت کنه سرفه اش گرفت ترسیدم با هول گفتم؛ +. الکس چی شدی حالت خووووبه لب زد؛ _اره خانوم حالم خوبه فقط ... +فقط چی؟؟؟!! با حرفی که زد مونده بودم چه کار کنم _کاترینااا.... ساعت ۱۲ میام پیشت خواستم مخالفت کنم پرید تو حرفم؛ _نه ... کاترینا مخالفت نداریم دل لامصب من برای تو تنگه منتظرم . جوری جدی گفت که دیکه نتونستم چیزی بگم ... _آبان اومد ؟! از هپروت اومدم بیرون و گفتم؛ +اره رفتم ترمینال دنبالش الان ام رفته دوش بگیره... _خوبه عزیزم مراقب خودتون باشید لبخندی اومد روی لبم +باشه ، تو چه خبر ؟!! آهی کشید و پچ زد؛ _نگم برات ... قصه اش مفصل عه بعدا برات توضیح‌میدم... کنجکاو شده بودم،ولی جلو کجکاویم رو گرفتم +باشه هرجور راحتی ...! _قربونت برم‌من میبینمت یادت نره دوباره یاد اوری‌کرد ول کن نبودش ⋆⧿⧿⧿⧿⋅🤎🌤⋅⧿⧿⧿⧿⋆ [https://eitaa.com/Hamymoon