[ حنیفا ]
-
و علی
آرام آرام سینه خاک را شکافت ....
سنگ ها را
یک به یک چید
و دردانه زندگیاش ؛
تنها یار روزهای غریبیاش ؛
امانت برادر و پیغمبرش ؛
جانش ؛
را
با دستانی لرزان به
دل خاک سپرد ... ! ؛
#قصه_مادر
#نوشته_قلبم
767.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کوتاه ترین ولی
سنگین ترین روضه :
زهـــرا ... ؟
انــا عـــلی ... !
با غم بر دل نشسته راه افتادند...
حسن شروع به گریه کرد و گفت:
یعنی حتی شب ها هم نمیتوانیم
به مزار او سر بزنیم...؟!
حسین گفت: حتی شب ها؟
علیعلیهالسلام فرمود: حتی شب ها...💔
.