eitaa logo
[ حنیفا ]
221 دنبال‌کننده
495 عکس
214 ویدیو
5 فایل
کنجی از ذهن ِمجنون گشته ِنوکر ِعلی، با عطر ِقلم و نویسندگی :))) کپی ؟ حلال ِحلال ارتباط با ادمین: @Hanifa_602 اهل گمنام حرف زدنی بفرما: https://daigo.ir/secret/9345738092
مشاهده در ایتا
دانلود
. من ُایوان ِنجف قول ُقراری داریم او مرا مست کند من بروم قربانش
اینجا؟ یه کنج ِکوچولوی علوی، با عطر نویسندگی :)) دسته‌بندی‌های کانال: [قلب‌نوشت] [نصیحت‌های بابای نجفی] [متن‌های امام‌زمانی جمعه‌ها] [مجموعه نوشته‌ی فاطمیه و حضرت زهرا] [مجموعه نوشته‌ی امیرالمومنین] [مجموعه نوشته‌‌ی سوگ مولا علی] [مجموعه نوشته‌‌ی امام رضا] [مجموعه نوشته‌ی نیمه شعبان] [مجموعه نوشته‌ی اعیادشعبانیه] [مجموعه نوشته‌‌ی رمضان] [ مجموعه نوشته‌ی دهه‌ی کرامت] [مجموعه نوشته‌ی غدیر] [مجموعه نوشته‌ی محرم] و اینکه کپی از تمام ِاین مطالب آزاد ِآزاده!
-
[ حنیفا ]
-
و زهرا را خدا وقتی به بنده‌اش داد ؛ که همه دختر را ننگ می‌دانستند ... و لحظه‌ای که دختری چشم به این دنیا باز میکرد ؛ جواب لبخند نوزادی‌اش را با زنده به گور کردنش میدادند ... ؛ خدا به بهترین عبدش دختر داد ؛ تا به همه ثابت کند ؛ نعمت دخترداشتن نه تنها ننگ نیست بلکه برکت و نعمتیست که تنها و تنها مال بهترین پدران خواهد شد ... . پیغمبر ؛ پسر نداشت . و آن موقع ها پسرداشتن به این معنی بود که نسل و فرزندانت ادامه پیدا خواهند کرد ... به همین دلیل ؛ بر محمد لقب ابتر که به معنای بدون نسل بود را گذاشتند ؛ ولی نمی‌دانستند که او دختری خواهد داشت که پاک ترین ؛ طاهر ترین ؛ معصوم ترین ؛ و پایدارترین نسل را از پیامبر ادامه خواهد داد ...
[ حنیفا ]
-
خدا وقتی این دنیای آشوب را خلق کرد ؛ و انواعی مختلف از انسان ها را در این جهان جای داد ؛ دلش سوخت ... برای این دنیا ... که هیچ فرشته ای را ندارد ... و خدا شروع به خلق فرشته ای از فروغ و نور خودش به شکل انسان کرد تا این جهان نیز ملکی داشته باشد ... . حوراء انسیه ... لقبی که فقط در خورِ مادرمان فاطمه‌ست ؛ او فرشته بود ... فرشته ای از ملکوت آسمان ها ...
[ حنیفا ]
-
هیچ کس به او و فرشته ای که در دل داشت ؛ اهمیتی نمیداد . بدلیل ازدواجش با محمد ؛ همه از او دوری جسته بودند . هیچکس حاضر به کمک کردن به بانوی ثروتمند و مطهر مدینه نبود ... . اما خدیجه در این هیاهو ؛ آرامش عجیبی داشت ... از حرف های مردم و دوستان ِقدیمی‌اش خون‌ِدل خورده بود ولی ؛ در انتظار دخترش روزها را پیش سر می‌گذاشت .... با کودکی که درونش بود ؛ حرف میزد ؛ درد و دل میکرد ؛ و او برایش تسکین زخم زبان های مردم میشد ... چون دخترش ؛ از همان نوزادی ؛فرشته ای از طرف ِ خود ِخود آرامش بود ....
[ حنیفا ]
-
انسان ها فکر میکنند : موفقیت یعنی در جامعه حضور داشته باشی ... دکتر باشی ؛ پروفسور باشی ؛ شاغل باشی یا حداقل منصب و مقامی برای خود برگزیده باشی ... ولی تنها کسی به این توجه میکند که همان پروفسور ؛ همان دکتر ؛ همه و همه شان از دامان مادری قد کشیده‌اند و استخوان شکسته‌اند ... یعنی شروع موفقیت یک انسان ؛ از مادرش است ... . مادر ... واژه‌ای که هرکس لایقیش نیست ... مادر یعنی کسی که با تمام وجود حتی اگر خودش بی پناه باشد ؛ پناهی باشد برای فرزندش ... فرزندی تربیت کند که تا ابدالدهر ؛ باعث سربلندی و عزت جامعه و خودش باشد .... و این مادر ؛ کسی جز فاطمه‌زهرا نیست و نخواهد بود ... که از اولین پسر ؛ تا آخرین نوه ؛ همه‌شان عزت و پاکی را به رخ جامعه کشیده اند ....
[ حنیفا ]
-
مادر بودن برای فرزند ؛ کاریست که در خون هرمادری جریان دارد ؛ اما اینکه مادر پدرت هم باشی ؛ کاریست که هر کسی لایق انجامش نیست ... . ام ابیها ... لقبی که پیغمبر بر جگرگوشه‌اش گذاشت ؛ بعد از رفتن ابوطالب و خدیجه ؛ هیچکس انیس روزهای سخت بعد از شعب نبود ... اما در این بین دختری سودای مادری برای پدرش را داشت ... آری او فاطمه بود ..