[ حنیفا ]
-
دلم هوایت را کرده است ..
مانند پرندهای، قلبم در قفس ِغفلت زندانی شده و
برای رسیدن به آزادی، تقلا میکند .
خود را به نرده های سفت قفس میزند و
از لابلای این نردهها، نگاهت میکند
تا بلکه بر امیدش برای رسیدن به تو، افزوده شود .
اما چه میشود کرد از قفل آهنی این قفس ..
کاش میشد
با کلید دستانت،
این قفل را میگشودی تا
پرنده قلبم، بالهایش را باز میکرد
و طعم آزادی و پرواز به سوی تو را،
با تمام ِوجود میچشید ..
ای صاحبالزمان .!
#نوشته_قلبم
#مشق_جمعه
هدایت شده از 𝘙𝘢𝘥𝘪𝘰 𝘯𝘢𝘷𝘢 .
رادیـونـوا .InShot_۲۰۲۵۰۳۱۰_۲۲۲۴۳۰۳۰۴_۲۰۲۵_۰۳_۱۰_۲۲_۲۶_۴۵_۷۴۷_۲۰۲۵_۰۳_۱۰_۲۳_۰۱_۱۶_۴۷۸.mp3
زمان:
حجم:
2.6M
شایستهتر از تو ، زنی در این جهان نیست ؛
تو مادر ِاُمابیهایی خدیجه ..
_ _ _
🖊 بهقلم ِ:
حنیفا .
🎙بانوای ِ: ماهد ، آسیمه ، کیانا ، سید ، ستیلا ، هُوَ ، فاطمه ، ماهلین .
📼 تدوین ُتنظیم ِکاور :
سید .
_ _ _
| کاریازرادیونوا .
[ حنیفا ]
-
ماه،
غرقِ در سکوت،
نظارهگر ِرخسار ِغمدیده ِپیغمبر است و
دیگر رمقی برای تابیدن ندارد.
دختربچهای،
در آغوش پدرش خفته و
تمام قطرات اشکش را بر دامان او میریزد و
قلب او را به دردی جانسوز گرفتار میکند.
دوسال طاقتفرسای شعب،
برای دل نازک زهرای احمد،
گویا هزارسال گذشته بود و غم رفتن مادر،
این رنج جگرسوزانه را
دو چندان کرده بود .
اما محمد بی او چه کند؟
دگر چه کسی درآن دوران اندوهبار پناه قلبش باشد؟
خدیجه و این مثل خدیجه؟
کجاست آن بانویی که
غزل اسلام را در کنار حبیبخدا سرود؟
کجاست آن یگانهبانویی که
دُر نایاب مکه بود و کمال وجود و دارایی خود را نثار ره پرفروغ اسلام کرد؟
کجاست آن بانوی طاهری که
در دوران جهل و معصیت،
مروارید مطهر هستی و بهترین مصداق امالمومنین بود؟
میرود ..
میرود آن خدیجهای که
شاهدخت قریش،
دلداده محمد و مادرمومنان بود .
میرود خدیجه اما
گمانی نیست که میماند
ثمره آن ثروتی که به پای اسلام ریخت و
آن جانی که فدای دینالهی کرد ..
یقینا میماند
سهم عظیمش در تابش پرنور اسلام ..
و شکی نیست که
فقط اوست دریای حیا، اقیانوس کرم، و
بانوی مهر و مهتاب ...
و سلام علی امالمومنین،
الصدیقه الطاهره، خدیجهالکبری [سلام الله علیها]
#نوشته_قلبم
#آسمان_رمضان