[ حنیفا ]
غریبانه
کبوتری از دل فردوس،
بال گشود تا به سوی تو فرود آید.
بیاید و جای هزاران زائری را
که میتوانستند ساعتها بنشینند و
چشمهایشان را به ضریحت بدوزند
بگیرد.
بیاید و پر کند
جای سینهزنانی را که
میتوانستند در بیست و پنجمین روز شوال عزای تو را بگیرند.
بیاید و بنشیند
پای قفسی را که دورتادور قبر مطهرت،
بستهاند.
بیاید و
بر قبرخاکیات،
جای شمعی بسوزد و
بمیرد برای غریبی تو.
اما،
تو غریبانه در زیر این خاک غریب،
دفن شدهای...
تو نیز مانند جدت،
قال الصادقهایت را
گوشهای خاک خورده گذاشتهاند و
بازهم غریبانه سخن گفتی و ما غریبانه فراموش کردیم...
غریبانه زیستی..
غریبانه در کوچههای مدینه قدم زدی و
غریبانه طعام مساکین را
بر در خانههایشان گذاشتی...
غریبانه ما را شیعه کردی و
غریبانه تنهایت گذاشتند..
ای صاحب غریبانهترین قبر عالم!
ای اباعبدالله!
ای صادق آل عبا!
#نوشته_قلبم
[ حنیفا ]
غریبانه کبوتری از دل فردوس، بال گشود تا به سوی تو فرود آید. بیاید و جای هزاران زائری را که میتو
امیدوارم بعداز مدتها،
پذیرای نوشته جدیدم باشید :)
[ حنیفا ]
-
وقتی خدا دنیا را خلق کرد،
یادش بود که یادش نرود گلی را در این دنیا بکارد.
گلی از جنس نور،
زیبا مانند ماه و لطیف مانند حریر.
گلی که پا به پای بابا و
جان و روحش فدای برادر باشد.
دخت حیدر و زهرا و
معصومه دلها باشد.
با قدومش، قم را بهشت و
مرقدش را نگین ایران کند.
بیاید و سرور تمامی دختران عالم باشد.
.
چه بگوییم از آنانی که
تا به صحن آینهات رسیدند،
زانوزده به مسلمانی خویش اقرار کردند.
چه بگوییم از آن بیچارگانی که
تا بر در آستان تو و برادرت کوبیدند،
دست کرامت تان را بر سرشان کشیدید.
چه بگوییم از مرقد دلربای شما بانو،
که هروقت چشممان به پنجرههای ضریحتان افتاد،
در جوار مادرتان زهرا مهمان شدیم.
روز میلادتان را در تقویممان،
روز دختر یاد کردیم تا یادمان بماند
الگوی ما دختران، فقط شما هستید بانو
#نوشته_قلبم
#آسمان_کرامت