[ حنیفا ]
غریبانه کبوتری از دل فردوس، بال گشود تا به سوی تو فرود آید. بیاید و جای هزاران زائری را که میتو
امیدوارم بعداز مدتها،
پذیرای نوشته جدیدم باشید :)
[ حنیفا ]
-
وقتی خدا دنیا را خلق کرد،
یادش بود که یادش نرود گلی را در این دنیا بکارد.
گلی از جنس نور،
زیبا مانند ماه و لطیف مانند حریر.
گلی که پا به پای بابا و
جان و روحش فدای برادر باشد.
دخت حیدر و زهرا و
معصومه دلها باشد.
با قدومش، قم را بهشت و
مرقدش را نگین ایران کند.
بیاید و سرور تمامی دختران عالم باشد.
.
چه بگوییم از آنانی که
تا به صحن آینهات رسیدند،
زانوزده به مسلمانی خویش اقرار کردند.
چه بگوییم از آن بیچارگانی که
تا بر در آستان تو و برادرت کوبیدند،
دست کرامت تان را بر سرشان کشیدید.
چه بگوییم از مرقد دلربای شما بانو،
که هروقت چشممان به پنجرههای ضریحتان افتاد،
در جوار مادرتان زهرا مهمان شدیم.
روز میلادتان را در تقویممان،
روز دختر یاد کردیم تا یادمان بماند
الگوی ما دختران، فقط شما هستید بانو
#نوشته_قلبم
#آسمان_کرامت