[ حنیفا ]
-
میدانی دلم هروقت میگیرد
به چه فکر میکنم؟
به آن گنبد طلایت که هردم عاشقم میکند..
به پنجره فولادت که گره های مردم را
به دست گرفته و تک تکشان را باز میکند...
به کبوترانی که عاشقانه میگردند دور تو و
عارفانه میخوانند برایت...
به ندای نقارهای که با آرامش پیوند خورده و در دلم بدجور مینشیند...
دلم تنگ است برایت..
برای دیدن طلوع خورشید در جوارت ای شمسالشموس!
۵ روز تا تولد #ماه_هشتم
#نوشته_قلبم
#آسمان_کرامت
[ حنیفا ]
-
تیک تیک ساعت انتظارم
وادار میکند مرا به آنکه
چشمانم را بگذارم در راهت برای
انتظارت...
انتظار برای دیدن حرمت و
پروازی در دورتادور گنبد به رنگ طلایت...
انتظاری سخت ولی شیرین برای تو..
برای دیدن یار...
برای دیدن رفیق بامرام زندگی..
برای امام رضا...
۴ روز مانده تا تولد #ماه_هشتم
#نوشته_قلبم
#آسمان_کرامت
[ حنیفا ]
باشد نفس ِآخرمان در نجف ِمولا / ۱۱۰
باشد نفس ِآخرمان در صحن انقلاب / ۱۰۰۱
[ حنیفا ]
-
چه میشد من هم روزی
رهسپار دیارت میشدم و
هر چهارشنبه، دلم را به رخ گنبدت میسپردم ...
چه میشد اگر
قلبم را به پنجره فولادت گره میزدم تا
زخمها و گرههایش را
از هم باز کنی...
چه میشد اگر
رها میشدم در صحنت و
گوش میسپردم به ندای نقاره...
چه میشد...
۳ روز مانده تا تولد #ماه_هشتم
#نوشته_قلبم
#آسمان_کرامت