[ حنیفا ]
-
چه میشد من هم روزی
رهسپار دیارت میشدم و
هر چهارشنبه، دلم را به رخ گنبدت میسپردم ...
چه میشد اگر
قلبم را به پنجره فولادت گره میزدم تا
زخمها و گرههایش را
از هم باز کنی...
چه میشد اگر
رها میشدم در صحنت و
گوش میسپردم به ندای نقاره...
چه میشد...
۳ روز مانده تا تولد #ماه_هشتم
#نوشته_قلبم
#آسمان_کرامت
[ حنیفا ]
-
قلبم در سینهام
تنها جای گرفته و تمام ضربانهایش
روبروی پنجره فولاد توست...
قلبم در میان گوشت و خونم
فقط جا تنگ کرده
وگرنه تمام دل و جانم در
صحن آزادی تو، آزادانه در حال پروازست..
قلبم اینجا و
ضربانش مشهدست...
جسمم اینجا و
روحم مشهدست...
۲ روز مانده تا تولد #ماه_هشتم
#نوشته_قلبم
#آسمان_کرامت
[ حنیفا ]
ضامن من میشوی آقا؟
مثل همان آهویی که دستان لطفت را
بر سرش کشیدی و
با تمام وجودت، ضامن آن شدی...
میشود به یاد من هم باشی؟
ضامنم شوی در دنیا و
مرا در آخرت در زیر سایهی شفاعتت بیاوری؟
حواست به من ِبیچاره باشد تا نکند درگیر باتلاق دنیا شوم و
کرامت شما اهل بیت را به فراموش بسپارم ...
ای ضامن آهو!
۱ روز تا تولد #ماه_هشتم
#نوشته_قلبم
#آسمان_کرامت
[ حنیفا ]
-
امشب آسمان را که ببینی
ماهی در بلندای آن جلوه میکند که
نگاه بسیاری به آن و دستان رئوفانهی اوست...
امشب اگر چشمانت را بدوزی به رخ آسمان، رخساره ای را میبینی زیباتر از زیبا و ماهتر از ماه.
همان ماه دلربایی که در قلب های پاره پاره شدهمان جای گرفته و آن را وصله میزند..
همان ماه رئوفی که هروقت دلمان میگیرد، بی حرف و حدیث سرمان را بالا میآوریم و نام روح نوازش را بر زبانمان جاری میسازیم.
همان ماه هشتم آسمان امامت و
خورشید تابان در صحرای دلها.
تولد #ماه_هشتم
#نوشته_قلبم
#آسمان_کرامت