eitaa logo
[ حنیفا ]
219 دنبال‌کننده
495 عکس
214 ویدیو
5 فایل
کنجی از ذهن ِمجنون گشته ِنوکر ِعلی، با عطر ِقلم و نویسندگی :))) کپی ؟ حلال ِحلال ارتباط با ادمین: @Hanifa_602 اهل گمنام حرف زدنی بفرما: https://daigo.ir/secret/9345738092
مشاهده در ایتا
دانلود
-
[ حنیفا ]
-
[شیرینی قبل خواب ۲] هفتمین قسمت از مجموعه نوشته‌های چشمانش تمام جمعیت را کاوید تا نگاهش به رخسار ِنورانی ِ یار و یاور و برادر و داماد و پسرعمویش، علی افتاد. لبخندی زد. لبخندی از جنس آرامش، اصلا، هروقت به چشمان ِنافذ ِعلی، زل می‌زد، تمام ِغم و اندوهش از جانش رخت برمی‌بست. صدایش زد. چند دقیقه‌ای گذشت تا گرمی ِعلی را در کنار ِخود، حس کرد. دست ِپینه‌بسته و زبر ِعلی را که بارها و بارها شمشیر ِذوالفقار را گرفته بود و به قلب دشمنان، فرود آورده بود، در دست گرفت و تا می‌توانست بالا برد. بالا برد تا همه مردم ببینند، ببینند تنها مولایشان و تنها کسی که باید چشمشان به اشاره‌ی انگشتان او باشد، فقط علی‌ست. ناگهان، صدای رسول در بیابان نه، در کل ِدنیا و هفت آسمان، طنین‌انداز شد: من کنت مولاه، فهذا علی مولاه.. هرکه من مولای اویم، این علی مولای اوست... آری! علی...!
[ حنیفا ]
1
و غدیر ِمولا :))
-
[ حنیفا ]
-
[شیرینی قبل خواب ۳] هشمتین قسمت از مجموعه نوشته‌های فقط علی‌ست که بودن ِبا او، بهشتت را تضمین و دشمنی ِبا او، جهنم را روبروی چشمانت می‌آورد. تنها مرد ِاول ِجنگ، مرد ِروزهای سخت، مرد ِبخشنده کوی فقیران ِمدینه، تنها اوست. حق را جز با علی و علی را جز با حق نمی‌بینی. هیچ واژه‌ای را برای وصف امیرالمومنین، پیدا نمی‌کنی. او، مردی‌ست از دل ِآغوش ِالهی‌. . هروقت داستان به اینجا می‌رسید، خوابم می‌برد.. داستان هرشبم بود. مادر تا این را برایم تعریف نمی‌کرد، عمرا خوابم می‌برد. اصلا علی، شیرینی آرامشم بود.
-
[ حنیفا ]
می‌گذرانیم این ‌روزگار را به امید ِنسیمی ز محرمت ارباب...