eitaa logo
[𝑩𝒐𝒌𝒉𝒂𝒓 𝒔𝒂𝒓𝒅..]
76 دنبال‌کننده
143 عکس
2 ویدیو
0 فایل
«حضورِ او، نه در خیال است و نه در یاد؛ که سایه‌سارِ سکوت است و کفایتِ بیداد.»
مشاهده در ایتا
دانلود
پارت بدم؟؟!
آره بدهههههه . چشمم
سسسسللللااااممم به کسی که باعث میشه هرروز بیام ایتا 😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍 مننننننمنمننننن پپپپپپااااااررررتتتت مییییخوامممم . سلام قشنگمممممم فداتشممممممممم مننننننننننننننننن چشممممممم دور سر ممبر هام بگردممممم🛐🛐🛐💖💖
پارت بدههههههههه پپپپپپااااااررررتتتت مییییخوامممم پپپلللیییززز . چشمممم🤍
جالب شد پارت بدهههههه اون مرده کیه ؟؟؟ بگو به کسی نمی‌گممممممم🤔🤔🤔 . چشم صاحب کافه
سیسیا یه ربع دیگه برقمون می‌ره تا ۴ صبر کنید ۳ تا پارت میدم خدمتتون🥰
*𝐁𝐨𝐤𝐡𝐚𝐫 𝐒𝐚𝐫... |بُخٰآرِ سَرد 𝑭𝒂𝒔𝒍𝒆٬٬𝟐٬٬ | 𝑷𝒐𝒓𝒕 ٬٬143٬٬ رسیدیم خونه و ملیکا از شدت گرما آبپز شد داشت از خوشحالی وسط خونه قر میداد😂 چشاشو بسته بود و من از این فرصت استفاده کردم و رفتم سراغ کوسن های مبل یدونه محکم زدم تو سرش ملیکا: کثافتتتتت چرا میزنی؟؟؟!! تیرداد: (زبون درآورد براش) افتاد دنبالم و گرفت منو مث چی زد منم گرفتم محکم بغ‍.لش کردم ملیکا: منو خر نکن هاااا بیشعور تیرداد: دلتم بخواااد این همه دختر که منو میخواد ملیکا: چی گفتی؟! تیرداد چی گفتی؟! تیرداد: ببخشید داشتم شوخی میکردم ملیکا: پس بلند شو برو پیش همون دخترا، گاو تیرداد: ملیکا توهم جنبه نداریااا ملیکا: که من جنبه ندارم اره؟!.. کوسن رو پرت کرد تو صورتم و رفت تو اتاق رفتم دنبالش تا دوباره عذر خواهی کنم که متاسفانه در رو محکم بست و در خورد تو دماغم تیرداد: اایییی ملیکاا کج شد دماغممم از زبان نیما (صاحب کافه): واقعا از ته قلبم خوشحالم که ملیکا قبول کرد که فردا بیاد.. ینی فردا چجوری بش بگم میشناسم تو رو؟! چجوری بگم دوست دارم؟! امیدوارم کسی تو زندگیش نباشه.. ادامه‌دارد... [ https://eitaa.com/joinchat/1432028661Ce89fca12a6 ]
واییییی مثل همیشهههه عالییی بود قشنگمممممم پااارتتتتت پارتتتتتت بدههههههه دورت بگردممممم خیلیییی قشنگ مینویسیییی😭🫶🏻🤍 . من سکتههههععععهه فداتون بشم که میخونیدددد
بچه ها یادم می‌ره پارت بنویسممم😂
فوش گذاشتم وسط برا خودم اگه یادم بره😂🎀