سسسسللللااااممم به کسی که باعث میشه هرروز بیام ایتا 😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍
مننننننمنمننننن پپپپپپااااااررررتتتت مییییخوامممم
.
سلام قشنگمممممم
فداتشممممممممم مننننننننننننننننن
چشممممممم
دور سر ممبر هام بگردممممم🛐🛐🛐💖💖
جالب شد پارت بدهههههه
اون مرده کیه ؟؟؟
بگو به کسی نمیگممممممم🤔🤔🤔
.
چشم
صاحب کافه
*𝐁𝐨𝐤𝐡𝐚𝐫 𝐒𝐚𝐫... |بُخٰآرِ سَرد
𝑭𝒂𝒔𝒍𝒆٬٬𝟐٬٬ | 𝑷𝒐𝒓𝒕 ٬٬143٬٬
رسیدیم خونه و ملیکا از شدت گرما آبپز شد
داشت از خوشحالی وسط خونه قر میداد😂
چشاشو بسته بود و من از این فرصت استفاده کردم و رفتم سراغ کوسن های مبل
یدونه محکم زدم تو سرش
ملیکا: کثافتتتتت چرا میزنی؟؟؟!!
تیرداد: (زبون درآورد براش)
افتاد دنبالم و گرفت منو مث چی زد
منم گرفتم محکم بغ.لش کردم
ملیکا: منو خر نکن هاااا بیشعور
تیرداد: دلتم بخواااد این همه دختر که منو میخواد
ملیکا: چی گفتی؟! تیرداد چی گفتی؟!
تیرداد: ببخشید داشتم شوخی میکردم
ملیکا: پس بلند شو برو پیش همون دخترا، گاو
تیرداد: ملیکا توهم جنبه نداریااا
ملیکا: که من جنبه ندارم اره؟!..
کوسن رو پرت کرد تو صورتم و رفت تو اتاق
رفتم دنبالش تا دوباره عذر خواهی کنم که متاسفانه در رو محکم بست و در خورد تو دماغم
تیرداد: اایییی ملیکاا کج شد دماغممم
از زبان نیما (صاحب کافه):
واقعا از ته قلبم خوشحالم که ملیکا قبول کرد که فردا بیاد..
ینی فردا چجوری بش بگم میشناسم تو رو؟!
چجوری بگم دوست دارم؟!
امیدوارم کسی تو زندگیش نباشه..
ادامهدارد...
[ https://eitaa.com/joinchat/1432028661Ce89fca12a6 ]
واییییی مثل همیشهههه عالییی بود قشنگمممممم پااارتتتتت پارتتتتتت بدههههههه دورت بگردممممم خیلیییی قشنگ مینویسیییی😭🫶🏻🤍
.
من سکتههههععععهه
فداتون بشم که میخونیدددد