خب سیسیا پارت ها رو نوشتم
قبل از اینکه بدم
بگید ببینم، اگه شخصیت های رمان واقعی بودن تو یه جمله به کی چی میگفتید؟!
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1a6fejv&btn=نظرت؟!
اگه جای ملیکا بودم به تیرداد بیشتر عشق نشون میدادم🤣🥺
.
مثلا چجوری؟😂😂
ولی من منظورم این بود اگه انسان بودن به کدومشون چی میگفتید؟
حمایت لطفااا تازه تاسیسهه😭🙏
https://eitaa.com/joinchat/856426224C2b8a3c7286
.
حمایت کنید🤍
چنل مجید و رمانت:🛐🛐🛐🛐🛐🛐
.
به خدا دارم گریه میکنممم😭😭🤍
دورتون بگردم ممبر های قشنگمم😭💘
ممبر هام: 🛐🛐
مگه میشه چنل انقدر قشنگ و خوب اخه؟؟
بخدا تا حالا رمان به این قشنگی نخونده بودم ولی رمان تو اصن تو یه لول دیگس:((😭💝
.
من دور سرتون بگردمممممممم
آخه من چجوری فداتون نشمممم؟؟!!🥹🛐
*𝐁𝐨𝐤𝐡𝐚𝐫 𝐒𝐚𝐫... |بُخٰآرِ سَرد
𝑭𝒂𝒔𝒍𝒆٬٬𝟐٬٬ | 𝑷𝒐𝒓𝒕 ٬٬145٬٬
دیگه از بس فک کردم خسته شدم و خوابم برد
چشامو باز کردم دیدم داخل یه اتاق خیلی تاریک به یه صندلی بسته شدم
صدای پاهای یه نفر میومد
دهنم چسب زده شده بود
با طناب وصل شده بودم
یه نگاه به دور و اطراف انداختم
اتاق مدرنی میخورد باشه
دیدم بغل دستم تیرداده
اونم مثل من بسته شده به صندلی
چشمام چهار تا شد، ینی چی؟! چه اتفاقی داره میوفته؟!
داشتم همینجوری با خودم فکر و خیال میکردم که محمد ( رفیق تیرداد) با یه اسلحه وارد اتاق شد
اسلحه رو با یه نیشخند ملعون سمت من گرفته بود
تیرداد عرق رو پیشونیش نشست
من گیج بودم
محمد رفت سمت تیرداد و دهنش رو باز کرد
محمد: تیرداد متاسفم برات.. نباید به هرکسی اعتماد کنی..😏
خب حالا که اعتماد کردی عواقبش چیه؟!
عواقبش اینه که تو ملیکا رو به من میدی..!
و تو گورت رو گم میکنی ترکیه پیش یلدا!
یا قمر بنی هاشم
چی داره میگه؟!
یلدا چرا آخه؟ من چرا باید نصیب محمد بشم؟!
تیرداد: اوکیع من مشکلی ندارم..🤷🏻♀️
ادامهدارد...
[ https://eitaa.com/joinchat/1432028661Ce89fca12a6 ]