عاللللییییی
ممممثثثثلللل ههههممممییییششششههه
دوووببببااارررههه پپپپپپااااااررررتتتت مییییخوامممم
.
یاااا علییییییییییییی
چششممممممممممممممم
*𝐁𝐨𝐤𝐡𝐚𝐫 𝐒𝐚𝐫... |بُخٰآرِ سَرد
𝑭𝒂𝒔𝒍𝒆٬٬𝟐٬٬ | 𝑷𝒐𝒓𝒕 ٬٬147٬٬
از دستشویی اومدم بیرون و رفتم سمت اتاقم
موهامو کمی استایل کردم و دنبال لباس گشتم
پس از مدت ها انتخاب تیرداد صدام زد گفت بیا یه لقمه نون و پنیر درست کن سرپایی بخوریم و بریم خرید
سریع دوتا لقمه نسبتا بزرگ واسه خودمو خودش آماده کردم
سوار ماشین شدیم و رفتیم سمت خونه مامان بابای تیرداد
من همیشه عادت دارم چه تو حال خوب چه تو حال بد داخل ماشین آهنگ بزارم، اما امروز انقد حالم بد بود که نذاشتم
تیرداد: نمیخوای آهنگ بزاری؟
ملیکا: نه، فرصت نکردم آهنگ های ترند رو دانلود کنم
تیرداد: حالا حتما که نباید ترند باشه، بزا من چندتا شاد بزارم
امروز مثلا خرید عروسیمونه هااا
تیرداد به ماشین وصل شد و کلی آهنگ شاد گذاشت
اون بلد بود وقتی ناراحتم خندهم بیاره..
بلد بود چجوری حالمو خوب کنه..
امیدوارم بتونم براش جبران کنم
تیرداد زد بغل و گفت:
عه ملیکا انقد ناراحت نباش دیگههه آهنگ شاد گذاشتماا
ملیکا: شما امر بفرما..
لبخند آوردم رو لبم که پیشونیمو بو.س کرد
خسته بودم
نمیدونم چرا
نویسنده:: (مدیونی فک کنی تو ذهن منِ نویسنده کلی آهنگ غمگینه)
آهنگ های شاد داشت پلی میشد که رسیدیم به دو تا آهنگ..
بلوتوث: آنقدر زار زدم سرمو به دیوار زدم..🫠
تیرداد زد آهنگ بعدی:
اِکسم اومد راش ندین
مگه باش بدی؟!
ملیکا: واای تیرداد رد کن بره کم تو اکسپلورم هستتت
تیرداد: باشه باشه🥸🤣
رسیدیم دم خونه و منتظر پارمیس شدیم
ادامهدارد...
[ https://eitaa.com/joinchat/1432028661Ce89fca12a6 ]