پیش بسوی پپپپپپااااااررررتتتت
.
اول پر شدن ناشناس بعد دو تا پارت خدمتتون میدم
مگه میشه چنل انقدر قشنگ و خوب اخه؟
بخدا تا حالا رمان به این قشنگی نخونده بودم ولی رمان تو اصن تو یه لول دیگس:((😭💝
پپپپپپااااااررررتتتت مییییخوامممم
.
آها شما اوشونی؟!😂
چشمم
میخوای اول اسمت رو بزاری به انگلیسی که بفهمم تویی؟!
مگه میشه چنل انقدر قشنگ و خوب اخه؟
بخدا تا حالا رمان به این قشنگی نخونده بودم ولی رمان تو اصن تو یه لول دیگس:((😭💝
پپپپپپااااااررررتتتت مییییخوامممم
.
آها شما اوشونی؟!😂
چشمم
میخوای اول اسمت رو بزاری به انگلیسی که بفهمم تویی؟!
من این پیام دادم مثل اون عضو کانال
.
آها
فداتشممممم
مگه میشه چنل انقدر قشنگ و خوب اخه؟؟
بخدا تا حالا رمان به این قشنگی نخونده بودم ولی رمان تو اصن تو یه لول دیگس:((😭💝
من اول کسی بودم که اینو گفتم منو یادته دیگه؟💘
.
بله بله سیسی
قبونت بلممم منننن چرا انقدر خوبییی؟؟؟؟
وایب رمانت🛐🛐🛐🛐
.
میشه من غش کنم؟!
مرسی قشنگاااممم😭😭🤍✨
چرا حالت خوش نیست چی شده قلبم؟؟
.
هیچی نیست سرما خوردم گلوم میسوزه نمیتونم از دهن و بینی نفس بکشم
*𝐁𝐨𝐤𝐡𝐚𝐫 𝐒𝐚𝐫... |بُخٰآرِ سَرد
𝑭𝒂𝒔𝒍𝒆٬٬𝟐٬٬ | 𝑷𝒐𝒓𝒕 ٬٬148٬٬
تیرداد: خب اول چیکار کنیم؟!
ملیکا: بزار پارمیس بیاد ببینیم چی میگه
تیرداد: اوکی
داشتیم حرف میزدیم که پارمیس اومد بیرون
در ماشین رو باز کرد و عقب سوار شد
پارمیس: سلاملکمم
تیرداد: سلام عزیزم
ملیکا: سلام
پارمیس: خب برنامه چیه؟!
ملیکا: ببخشید پشتم بهته
پارمیس: خواهش میکنم عزیزم گل پشت و رو نداره
تیرداد: خب من میگم چون فردا پس فردا میخواید مهمونی ای بگیرید که فامیل های درجه یه و چهار رو دعوت کنید، یه لباسی بگیرید که خیلی تجملاتی نباشه و اول لباس بگیرید
ملیکا: منم همینو میگم
پارمیس: اوکیه، ملی تو چه طرح لباسی تو ذهنته؟؟
ملیکا: نمیدونم ایده ای ندارم، بریم مغازه ها رو ببینیم
پارمیس: اوکی
ملیکا: آهااا راستی اول این لباس رو که گرفتیم بعدش بریم لباس عروس اصلی رو بگیریم؟!
پارمیس: اره اره چون دیگه وقت نیست
تیرداد: خب بریم، جایی در نظر داری؟!
ملیکا: نه متاسفانه
پارمیس: خب بنده از اونجایی که میدونستم عروس خانوم حواس پرته دیشب تا دیر وقت داشتم دنبال مغازه میگشتم، الان هم بریم سراغ اولین مغازه که اسمش سفید بخت هست
ملیکا: چه اسمیه، تشکر که به فکر بودی🙏🏻
تیرداد: خب آدرس رو بگو
پارمیس: (آدرس فرضی)
حدود ده دقیقه راه بود تا اون مغازه
رسیدیم و من یجورایی اون خواب از ذهنم پریده بود و شوق عروسی منو فرا گرفته بود..🫠
ادامهدارد...
[ https://eitaa.com/joinchat/1432028661Ce89fca12a6 ]
عزیزم ♥️ 💞 انشاالله بهتر باشی
پس عروسی در راههه
للایییبییی😍😍😍😍😍
.
فداتشم عزیزم
بلههه😂✨