eitaa logo
[𝑩𝒐𝒌𝒉𝒂𝒓 𝒔𝒂𝒓𝒅..]
75 دنبال‌کننده
143 عکس
2 ویدیو
0 فایل
«حضورِ او، نه در خیال است و نه در یاد؛ که سایه‌سارِ سکوت است و کفایتِ بیداد.»
مشاهده در ایتا
دانلود
فکر میکنید لباس ملیکا چه شکلیه؟؟😌✨
*𝐁𝐨𝐤𝐡𝐚𝐫 𝐒𝐚𝐫... |بُخٰآرِ سَرد 𝑭𝒂𝒔𝒍𝒆٬٬𝟐٬٬ | 𝑷𝒐𝒓𝒕 ٬٬151٬٬ پارمیس: تو بیجا کردی تیرداد جلو سیسی من همچین حرفی زدی ملیکا: آها ینی پشت من بزنه عیب نداره؟! پارمیس: نه😂 ملیکا: اسکل😂💔 تیرداد: خب پیاده شید رسیدیم با ذوق دوباره برانگیخته شده رفتم داخل و با کلی هیجان با پارمیس وارد مغازه شدیم همینجور که داشتیم قدم می‌زدیم چشمم افتاد به یه لباس خیلی شیک و عروسانه آستینش گیپور بود و پایینش هم گیپور داشت رفتم داخل اتاق پرو بدجور به تنم نشسته بود پارمیس رو صدا کردم ملیکا: پارمیس بیا پارمیس: اومدم، به به خیلی خوشگل شدی عروس خانوم! به آقا داماد هم بگم بیاد؟! ملیکا: بله چرا که نه پارمیس تیرداد رو صدا کرد وقتی اومد تیرداد نگاهش رو بین بدن و چشمای من چرخوند تیرداد: ملیکا خیلی خوشگلی، ماه شدی ولی میتونستم یچیزی رو تو صداش بفهمم خیلی واضح بود ولی قابل توصیف نبود همون لباس رو انتخاب کردم و به سمت میز پیشخوان رفتم ملیکا: همین رو بیزحمت برای ما حساب کنید پارمیس: نامرد پس من چی؟! ملیکا: عی بابا شرمنده حواسم نبود انتخاب کن پارمیس: ملیکا چیزی شده؟! تیرداد از حرف پارمیس توجه‌ش به من بیشتر شد و اون هم براش سوال شد مجبور شدم یجوری جمعش کنم وقتی پارمیس رفت تو اتاق پرو باید به تیرداد بگم ملیکا: نه نه اوکیم بیا بریم لباس تو رو انتخاب کنیم پارمیس: بااوشه بریم.. همینجور داشتیم تو راهرو ها میگشتیم و تیرداد بی قرار دم مغازه وایساده بود ملیکا: پارمیس پارمیس پارمیس: بله چی شده؟! ملیکا: ... ادامه‌دارد... [ https://eitaa.com/joinchat/1432028661Ce89fca12a6 ]
واییییییییییی ادامهههههه . چشم تا شب سعی میکنم بدم
بیبینم لباسشوووو . چشم میدم
یعنی چی شدهههه؟ . نه به پارمیس میخواد بگه تیرداد تو خودشه
عالیییییی🤍✨️ . فداتشممممم🥹
زودتر پارت بده دیگه🫠 . سیسی به خدا درگیر مدارس‌م💔
خیلی خوبهههههه . فداتشم
دلم میخواد کلی پیشتون باشم و پارت بدم ولی واقعا مدرسه بیشعور نمیزاره