𝘏𝘢𝘯𝘪𝘧𝘦
. روز یازدهم محرم سال ۶۱ هجری روز یازدهم سرهای مبارک شهدا را از بدنشان جدا کردند. عمرسعد در این روز
.
اسارت اهل بیت امام حسین(ع) و سایر بازماندگان
اسرای کربلا که در روز دوازدهم محرم وارد کوفه شده بودند به مدت ۸ روز در آن شهر بودند.
عبداللهبن زیاد اسرای کربلا و سر بریده امام حسین(ع) و یارانش را به سرکردگی شمربنذیالجوشن، مخضربنثعلبهالعابدی، زجربنقیس و شبثبنربعی به همراه هزار و پانصد سرباز به شام فرستاد.
سپاهیان یزید به فرمان ابنزیاد در طول مسیر کربلا تا کوفه و شام با اسرای کربلا مانند اسرای کافر برخورد میکردند.
به فرمایش حضرت زینب(س) دشمنان در طول شب و روز تنها یک وعده به اسرا غذا میدادند.
قبل از ورود اسرا و اهل بیت سیدالشهدا به شام به فرمان یزید شهر را چراغانی و آذینبندی کرده بودند!
امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) و فاطمه دختر امام حسین(ع) با سخنرانی آتشین و افشاگرانه خود در کاخ یزید جشن کوفیان را به عزا تبدیل نمودند.
اهل بیت سیدالشهدا ۷ روز در شام عزاداری کردند.
برگرفته از کتاب دانستیهای عاشورا/ صفحات۳۲_۳۳
𝘏𝘢𝘯𝘪𝘧𝘦
. انسانهای بَد ذات فقط از کسانی که شبیه خودشان باشند، خوششان میآید... غررالحکم/ح⁷²²⁸
.
دنیا خانهای گذراست، نه جای ماندن.
نهجالبلاغه/خطبه²⁰³
𝘏𝘢𝘯𝘪𝘧𝘦
. اسارت اهل بیت امام حسین(ع) و سایر بازماندگان اسرای کربلا که در روز دوازدهم محرم وارد کوفه شده بود
.
روز سیزدهم محرم سال ۶۱ هجری
در این روز مردم طایفه بنیاسد که نزدیک نهر علقمه در روستایی زندگی میکردند، درصدد دفن پیکرهای شهدا برآمدند، اما بدن امام حسین(ع) و سایر شهدا را که سر در بدن نداشتند، نشناختند و حیران بودند که چه کنند، ناگهان دیدند سوار ناشناسی نزد آنها آمد و به آنان گفت: برای چه به اینجا آمدهاید؟
گفتند: برای دفن این اجساد مطهر آمدهایم ولی بدنها را نمیشناسیم.
آن سوار ناشناس که امام سجاد(ع) بود تکتک شهدا را شناسایی کرد و آنها را دفن نمودند.
امام سجاد(ع) شخصا بدن پاره پاره پدر بزرگوارشان را میان بوریا(حصیر) گذاشت و به خاک سپرد.
امام سجاد(ع) پس از دفن پدر بزرگوارش بر روی قبر ایشان اینگونه نوشت:
هذا قبر الحسینبنعلیبنابیطالب، الذی قتلوا عطشانا غریبا.
این قبر حسینبنعلی است، کسی که او را تشنه و غریب شهید کردند.
پس از آن امام سجاد(ع) با بنیاسد برای دفن قمر بنی هاشم به طرف نهر علقمه رفتند و بدن مطهر ایشان را در همانجا که شهید شده بود دفن کردند...
برگرفته از کتاب دانستیهای عاشورا/صفحات۳۰_۳۱
𝘏𝘢𝘯𝘪𝘧𝘦
. روز سیزدهم محرم سال ۶۱ هجری در این روز مردم طایفه بنیاسد که نزدیک نهر علقمه در روستایی زندگی می
.
هفت مصیبت جانسوز شام از زبان امام سجاد(ع)
ایشان به نعمانبنمنذرمدائنی فرمود: در شام، هفت مصیبت بر ما وارد آمد که از آغاز دورهی اسیری تا پایان آن، چنین مصیبتی بر ما وارد نشده بود!
1⃣. ستمگران در شام، با شمشیرهای برهنه بر ما حمله کردند و در میان جمعیت بسیار نگه داشتند، درحالی که ساز و طبل میزدند.
2⃣. سرهای شهدا را در میان هودجهای زنان ما قرار دادند.
سر پدرم و عمویم عباس را برابر چشمهای عمههایم، زینب و ام کلثوم نگه داشتند و سر برادرم علی اکبر و پسرعمویم را برابر چشم خواهرانم نهادند و گاهی نیز سرها به زمین میافتاند و زیر سم ستوران قرار میگرفت.
3⃣. زنان شامی از بالای بامها، آب و آتش بر سر ما میریختند.
4⃣. از طلوع خورشید تا نزدیک غروب در کوچه و بازار با ساز و آواز ما را در برابر تماشای مردم گردش میدادند و میگفتند: ای مردم! اینان را بکشید، که در اسلام هیچگونه احترامی ندارند!
5⃣. ما را در مکانی بیسقف جای دادند که روزها از شدت گرما و شبها از سرما آسایش نداشتیم و همواره در اضطراب و وحشت به سر میبردیم.
6⃣. ما را به بازار بردهفروشان بردند و خواستند ما را به جای غلام و کنیز بفروشند ولی خداوند این عمل را بر آنها مقدور نساخت.
7⃣. ما را به یک ریسمان بستند و با این حال، ما را از خانه یهود و نصاری عبور دادند و به آنها گفتند: اینان همان افرادی هستند که پدرانشان، پدران شما را در جنگهای خیبر و خندق و... کشتند. امروز شما انتقام آنها را از ایشان بگیرید.
برگرفته از کتاب دانستیهای عاشورا/صفحات۱۰۸_۱۰۹