eitaa logo
حَنـʜᴀɴɪɴـین🇮🇷'🤍
531 دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
1.6هزار ویدیو
14 فایل
﷽ «یا مَن لا یُرجَۍ اِلا هُو» اِی آن کہ جز او امیدے نیست👀♥️! ˼ حَنـیـن، دلتنگے تا وقٺ ِ قࢪار(:✨ ˹ " ما را بقیہ پـس زدھ بودند هزارباࢪ! ما را حـسیـن بود کہ آدم حساب کرد🙃🫀. " کانال ناشناس‌مون↓ - @Nagofteh_Hanin < بہ یاد حضرٺ‌مادࢪۜ >
مشاهده در ایتا
دانلود
بنگرید با که دوستی می‌کنید
دوستی ِ استوار !
آقای امام رضا ... شما تنها کسی بودید که بدون ریختن طرح ِ رفاقت ، شدید شفیق‌ترین رفیق💚🌱! ♥️
💠 ⛔️نگفته بماند بهتر است! بعضی از حرف‌ها نگفته بماند بهتر است. چرا که بعد از گفتن‌شان می‌فهمیم که نمی‌گفتیم این مشکل به وجود نمی‌آمد! اگر این طور باشد، رفاقت‌های‌مان بیشتر عمر می‌کند. پر حرفی و بدون فکر دهان باز کردن، بدون ضرر نیست. یا دلی بی‌صدا می‌شکند، یا آبروی کسی می‌رود، یا بین دو نفر خراب می‌شود:)!
🫂🖇 رفاقت این‌طور قَشنگِه‍ کِه: - باید اَز هَم اِنتظاری نَداشت، وَلی واسِه هَم جون داد(:🫀♥️`` 😌💕
اگر می‌خواهی دنیا را تغییر دهی... پ.ن: روز قلـ🖊ـم بر دوست‌داران و اهالی ِ قلم مبارک🪴
قسم به قلم!
ز رهروان که رفاقت ز خلق ببریدند رفیق جوی که نتوان به راه تنها رفت - سیف فرغانی
دوست واژه‌ست؛ واژه‌ای که از لب فرشته‌ها چکیده است(: دوست نامه‌ست! نامه‌ای که از خدا رسیده است✨ نامه خدا همیشه خواندنی‌ست... توی دفتر فرشته‌ها، واژه قشنگ دوست ماندنی‌ست♥️ راستی دلت چقدر آرزوی واژه‌های تازه داشت، دوست گل‌ات رسید! واژه را کنار واژه کاشت... واژه‌ها کتاب شد📖 دوستت همان دعای توست🤲🏻 آخرش دعای تو، مستجاب شد🙃
عشق قلم میزند و قلم نقش عشق را عشق آفریننده و محرک است و قلم ابزاری است برای تحریر آنچه عشق می‌تراود روز قلم مبارک🌱 _مهرنیا
علیرضا کاظمی از رزمندگان دفاع مقدس این گونه خاطره‌اش را نقل می‌کند: اسفند سال ۱۳۶۴ روز سوم حضورم در فاو، کنار ساحل اروند نشسته بودم و نخلستان‌های ایران را تماشا می‌کردم. یک وانت تویوتا کنار سنگر تدارکات ایستاد. تعدادی گونی بسته‌بندی شده هم عقب ماشین بود. وقتی راننده پیاده شد، به او نزدیک شدم و سلامش کردم. گفت: سلام علیکم برادر، خداقوت.
 سلامت باشی برادر، چی برامون آوردی؟ ـ یُخته برنج و کبابه، آوردیم تا ببریم خط مقدم. ـ لطف کن چند تا غذا بده به من ببرم توی سنگر با بچه‌ها بخوریم. ـ نمی‌شه. ـ چرا؟ ـ اینا مال نیروهای خط مقدمه. با انگشت به سنگرمان اشاره کردم و گفتم: برادر اون سنگر‌ها رو می‌بینی؟ ـ  بله. ـ اون سنگر ماست. ـ خب که چی؟ ـ حوصله کن، بهت می‌گم، این نخلستون را می‌بینی؟ ـ آره. ـ جرأت داری حالا که هوا روشنه بری توی این نخلستون؟ ـ حقیقتش نه. ـ چرا؟  ـ می‌گم نخلستون هنوز پاک‌سازی نشده.