راوی میگه ؛
وقتی شمر نشست روی سینه و خنجر
از غلاف بیرون آورد،
امام حسین دستش رو گرفت
گفت چرا میخوای این کارو بکنی ؟
شمر جواب داد:
[بُغضاً لِأبيك..از بابات بدم میاد]💔:))
- سلاممم ستاره هاممم👋🏻😎؛
ظهر بخیر👀⛅️.
رنگ آمیزی اینا بلاخره تموم شد و حالا بریم برای روکش و دوربری✂️.
➤@Hanin_Days`🪐