هدایت شده از _مغآزه لبخند فروشی!_.
تروخدا با اون آفتاب جزغاله کننده و حشرات خونآشام پدرم رو دربیارید ولی من دچار غم پاییزی نشم
هدایت شده از الهه ی خیال𖦹🪼
بعضی آدمها اول داستانمون فقط یک اسم سادهان؛
بعد تبدیل میشن به چندین صفحه، چندین خاطره، چندین احساس مختلف.
گاهی دوستشون داریم، گاهی ازشون ناراحتیم، گاهی فکر میکنیم کاش هیچوقت نمیشناختیمشون، و بعد یک روز میفهمیم با همهی این تناقضها، بخش مهمی از یک دورهی زندگیمون بودن.