Darling? https://eitaa.com/herLiminal
دستم را بگیر، از راه شیری خارج شویم
میانجی گری کنیم، به روی گیسوان
ماه و خورشید، ستاره شویم
دستم را بگیر، از حلقه زحل گل بچینیم
دستم را بگیر، که لبخندت را آرزویم
به شوق و ذوق پرواز، گیسوان در هم
تنیده ات را خواهانم
Darling? https://eitaa.com/moewly
ابرها پشت پنجره مینشینند و
تو نامه های دست نویست را برایم
بلند بلند میخوانی.
نوبت به آهنگ 777 که میرسد، ما
ساعت ها در حیاط پشتی خانه میرقصیم.
فکر میکنی؟ ابرها چشمان گریان کیست؟
شوق پرواز قطره چیست؟
باران میبارد، چالِ گونه های زمین
مملو از آب و تو در همه ی آنها
میپری.
Darling? https://eitaa.com/doniva
به پیراهنت ستاره تشنه،
باد از گیسوان تو عطر نارنج نوشته
ما خوش و بِش کنان،
ساعت کِش مَکش کنان،
چو رودخانه ای از لحظه، میگریخت ز لغزش
بنشست آرزویم به چشم قاصدک و
تو بنشستی به قلبم از چشم قاصدک
Darling? https://eitaa.com/joinchat/226493172C777adf4564
بهار؟ بهار رِسیدن توست
شکوفه لبخند توست
آسمان تیره نگردد، به چشم سیه ام
گر قهوه، قهوه ای چشمان توست
Darling? https://eitaa.com/ddddil
دستانم چهره آت را به بوم کشیده
در خیال من هزار قصه از تو چیده
از همان شَبت بخیر آخر
سرمه ای تنت بوسه مرا به آغوش چشیده
Darling? https://eitaa.com/joinchat/2140275938C4638468df9
پرندگان در آسمان میپرند،
از جنونِ مجنون میسرآیند که
سرمستی من از کیست؟
عطر خوش من از چیست؟
سر به خَجَل گیرم،
که سرخوشی من از چیست؟
من و من و من
میدانیم، سردرگمی من از کیست.
Darling? https://eitaa.com/pinwheeli
مرا میبیند؟
دست های من چه رنگی داشت؟
وقتی همچون مروارید در آغوش صدف،
در آغوشم چشم هایش را میخواباند.
مرا میبیند؟
چشم های من چه رنگی داشت؟
شب ها که ماه در خانه خورشید، اشک میریخت.
او دریا را دوست داشت، اما غریق،
بی غریق نجاتِ چشمهای من بود.
Darling? https://eitaa.com/joinchat/3069118012Ca3701b3828
دستبند به دور دستت حلقه زده،
از چشم های تو، نوری به من
لبخند میزنه
که من در امنیت آغوشت نهراسم،
ز صبح تاریک
که چشم هایت، خورشید اُمید.
Darling? https://eitaa.com/locum_tutum
باران میبارد،
با پاشنه کفش هایت کاملا چشم در چشم همیم
از سرخیِ گونه گل میگویم،
خدای من تو لبخند میزنی
باران میبارد، تو پیشنهاد میکنی
سنگ فرش خیابان را به پاهایمان،
پیش کش کنیم
به پیش رویت زانو میزند نگاه من
پیش کش من چه باشد،
شیرین ترین اتفاق من؟
Darling? https://eitaa.com/joinchat/2707162675C6b075e1582
خانه مادربزرگ قصه ها دارد،
قصه همبازی کودکی مرا نیز دارد.
چو کودکی پیش پای پله مینشینم،
خانه به موهایم دست میکشد.
همبازی کودکی، قصه میگوید
از آخر عاقبت ما،
از بازی با لک لک ها.
Darling? https://eitaa.com/joinchat/2281702928C051af293bc
همه چیز به سامون رَسیده جز مغز من
پارسال بود که همین هنگامه،
بستنی میخوردیم.
درد هایمان، درد میکردند،
ما لبخند میزدیم.
ما تماشاگر تئاترِ خیابانی، دردهایمان بودیم.
آنها فقط میرقصیدند.
نقطه بگذار، یادت هست؟
Darling? @falldownyo
پیش از این بی انتها بود،
مرگ در رویا
آرزویم آرزوی، خسوفِ ماه و خورشید
که خسوف باشیم،
به زیر بارش شهاب
شعر و ترانه باشیم،
به میانه آسمان