Darling? https://eitaa.com/joinchat/2707162675C6b075e1582
خانه مادربزرگ قصه ها دارد،
قصه همبازی کودکی مرا نیز دارد.
چو کودکی پیش پای پله مینشینم،
خانه به موهایم دست میکشد.
همبازی کودکی، قصه میگوید
از آخر عاقبت ما،
از بازی با لک لک ها.
Darling? https://eitaa.com/joinchat/2281702928C051af293bc
همه چیز به سامون رَسیده جز مغز من
پارسال بود که همین هنگامه،
بستنی میخوردیم.
درد هایمان، درد میکردند،
ما لبخند میزدیم.
ما تماشاگر تئاترِ خیابانی، دردهایمان بودیم.
آنها فقط میرقصیدند.
نقطه بگذار، یادت هست؟
Darling? @falldownyo
پیش از این بی انتها بود،
مرگ در رویا
آرزویم آرزوی، خسوفِ ماه و خورشید
که خسوف باشیم،
به زیر بارش شهاب
شعر و ترانه باشیم،
به میانه آسمان
Darling? https://eitaa.com/shokolatalkh
تمام چیزی که من هستم،
یک رویا به چشم معشوق
و یک آمدن محال
مجنونم، در دنیای خیال
در انتظار یک کلام در شب بارانی
که دستم گیرد
در مهر و وفا عشقش نمیرد
به چشمم قرینه مشکی،
به چشمش قرینه مشکی، مات مانده
عطر او بر پیراهنم که سهل است،
بر تنم مانده
Darling? https://eitaa.com/joinchat/2596471824Cc1b5bce4b2
مثل برگ در سقوط به دریا غرق شده
مثل درخت درسکوت،
دختر جوانی را به آغوش کشیده
مثل خاکستر بعد از آتش،
که باران به دریا کشیده
رُخ به آیینه به رودخانه کشیده.
از قلب من چه دیده؟
از چشمان من شنیده، قلب من به قلب او رسیده.
Darling? @stupidus
کابوس میدیدم که هوا ابری بود.
ابرها به دور من میچرخیدند،
انگار من میدان بودم و آنها ماشین
اگر کسی قبل از بیدار شدنِ من،
گرما خفه اش میکرد
قطع دستان من آب به روی آتش بود.
اما هوا صاف است.
Darling? https://eitaa.com/Aimy_23
در حباب خیالم، در خیال ها
پرواز میکردیم.
سکوت پرواز، فرودگاه، خانه ها را
گل گرفته
از آرزوی من نت های موسیقی
به زیر انگشتانش نشأت گرفته
دوربین خیالی چشم هایش، این قصه را نوشته.
Darling? https://eitaa.com/kocholo1997
اوج نگاه او برجِ مرگ در شب،
در سیاهی چشمانش شب، شب تر از شب
اندیشه ام به او میرود، چُنان که
من شکارم و او شکارچی
به ویترین شیشه ای دو چشم سیه اش
کلکسیونِ شب، مرا شب، شب است،
او را روز شب.
Darling? @Jima_xa
شب، تو در انتظار چه کسی صبح میشوی؟
منتظر که میشوی پر از ستاره میشوی
منتظر که میشوی، به مهتاب ابر بارانی
هدیه میدهی
شب، آرزوی تو چیست؟
من آرزو میکنم، در شبی که انتظارت
ستاره و ماه کشیده،
در میانه بالهای خورشید که به سوی
ماه اوج میگیره،
او را ببوسم.
Darling? https://eitaa.com/varyanc
نازنین چهره ات، رخنه زده به
آتش کده قلب من
آتش چشم هایت، نقش
بسته به سینه ام
سیل آمد و خاموشم ساخت،
با رودخانه غمت کجا روم؟
آسمان نیلگون و سیمگون، منِ مهجور،
سیمای تو را از خاطرم بجورم.
Darling? https://eitaa.com/joinchat/1570702796C5dc3f609b2
کلید در دستانم بود و همه ی
در های زندگی بسته
در اتاق بزرگی بنشینم،
بلند بلند کلمات را به یکدیگر
میچسبانم:
« نرسیدن، نرسیدن تو هزار سال
در انتظارم کاشت.
غم رسید به آغوش من تو چی؟ »