بچه ها توروخدا هر چقدر که میتونید الهی به رقیه بگید پسر خالم ۶ ماهشه یه تیکه ریز شیشه قورت داده 💔
به دندان هم نشد تا خیمه مشک آب را بردن
چه شرح ِجانگدازی داشت معنای ِ وفاداری ..
بیابان داغ و مقصد دور، لبها خشک و دلها خون
مبار ای ابر دیگر! گر بر این صحرا نمیباری (" 💔
وعدهای دادهای و راهی دریا شدهای
خوشبحال لب اصغر که تو سقا شدهای
آب از هیبت هیبت عباسی تو میلرزد
بیعصا آمدهای حضرت موسی شدهای
به سجود آمدهای یا که عمودت زدهاند
یا خجالت زدهای وه که چه زیبا شدهای
یا اخی گفتی و ناگه کمرم درد گرفت
کمر خم شده را غرق تماشا شدهای
منم و داغ تو و این کمر بشکسته
تویی و ضربهای و فرق ز هم وا شدهای
ماندهام با تن پاشیدهات آخر چه کنم
ای علمدار حرم مثل معما شدهای
مادرت آمده یا مادر من آمدهاست؟
با چنین حال به پای چه کسی پا شدهای؟
تو و آن قد رشیدی که پر از طوبی بود،
در شگفتم که در این قبر، چرا جا شدهای...
- علیاکبر لطیفیان