قهوه میریزم برایت نیستی آن سوی میز ،
هی شکر میریزم و تلخ است جای خالیات .
عشق آن بُغضِ عجیبی ست که از دوریِ یار
نیمه شب بینِ گلو مانده و جان می گیرد .
هدایت شده از حزني .
تو حاضر نشدی بخاطر من از بقیه بگذری ، ولی بخاطر بقیه از من گذشتی .
- خطخطیهای قلب .
تو حاضر نشدی بخاطر من از بقیه بگذری ، ولی بخاطر بقیه از من گذشتی .
چنل حزنی تشریف بیارین