اگر جنگیده بودم ، دستِکم حسرت نمیخوردم ؛
ولی من بر شکستِ بیجدالِ خویش میگریم .
بی تو ذوقم کور شد ، جای زرشک و زعفران
رفتهام سوغاتی از مشهد کفن آوردهام .
گفتمش نازک بدن دستت ببوسم یا لبت ؟!
گفت عاقل عقل دارد ، هرکجا نازکتر است !
باید امشب لب من با لب تو جور شود
تا خدا نیز به فکر افتد و مجبور شود . .
‹ محو چشمان تو بودم ك به دام افتادم ،
صید را زنده گرفتی و به کشتن دادی ! ›