چشمان تو بانو دل من برده به غارت
دل داده به چشمان تو هنگام اسارت
ای کاش در آغوش نگاهت غزلم را ،
با تیر نگاهت برسانی به شهادت .
با عشق مگر در دل من معجزه کردی
چشمان قشنگت شده محراب عبادت .
چشمانتو سرشار ز گلواژهی عشقست
با عشق تو طی کرده دلم راه سعادت .
گفتم بزنم حرف دلم را به تو اما ،
ترسید دل از واژه ی بی رحم ملامت .