شبکی به کنج خلوت ، اگرم دهی اِجازت
بِمَکم چُنان لَبَت را ، که دَرو سخن نَماند
یک بوسه از رُخت دِه و یک بوسه از لبت
تا هر دو را چشیده ، بگویم کدام بِه .
به خوابم یک نظر بگذر ، که سرمستم کند بویت
که من مشتاقم ای سرکش ، به قد ُ قامت ُرویت
هدایت شده از حوالیِ قـلـ♡ــب
تا حرف زِ آغوش تو شد مرجعمان گفت
چون مایهی آرامش جان است حلال است
نمازم را نمیخوانم مگر در مسجد چشمت
مسلمان بازی و این بینمازی آی میچسبد .
هدایت شده از ذرهای از من..
روز و شب خواندم برایش تا بفهمد عاشقم ،
کف زد و گفتا که ایول پس شما هم شاعری؟:)
هدایت شده از پناهگاه من:)
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا