من که هر شب این حوالی در غزل میبوسمت
جان دل ، وقتی ک خابی بوسه را حس میکنی ؟
درس منطق میدهم هرلحظه این دلرا ولی
باز هم هر ترم مردود نگاهت میشوم .
از همان روزی كه گفتی اهل چای و قهوه ام
كافه گردی میكنم شايد تو را پيدا كنم . .
گیرم اصلا به دلم کلِ جهان را بدهند ،
تو نباشی بتپد این دل وا مانده که چه؟