6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جانها فدای گوشهی چشم ِسیاه ِیار ..
بگردم دورِ تو ، دورِ نگاهت ، دورِ باطلها
مرا دیوانه میخوانند امثالِ تو عاقل ها
؛
پَریرویی نه، زیباتر، سرِ زیباییات بحث است
بهطرزی که کم آوردند ، توضیح المسائل ها
؛
حسادت میکنم با هرکه دستش لای موهایَت
حسادت میکنم حتی به این موگیرها ، تِلها
؛
مرا از دور میدیدی ، خودت را جمع میکردی
بیا یک بار دیگر هم شبیه آن اوایل ها
؛
و من معنیِ بعضی شعرها را دیر میفهمم
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکل ها
هدایت شده از کاراکال .
مرا معماری چشمت مهندس کرد و میدانم ،
که باید در کنار گونه هایت بوسه بنشانم .