مبتلا به چیزی هستیم که گریه درستش نمیکند ؛
فریاد زدن جبرانش نمیکند ، صبر کردن حلش نمیکند ، تنها چیزی که ما نیاز داریم پذیرفتن و رها کردن است .
او امن بود و دِنج، اگر آدم نبود و مکان بود، احتمالا پناهگاهی میشد روی کوه ها، یا گرمخانه ای برای بیخانمان ها، شاید هم کتابخانه ای برای از واقعیت فرار کرده ها..
واژگانیکه از دل برمیآیند، هرگز بیان نمیشوند درگلو گیرمیکنندوتنهادرچشم ها خوانده میشوند.