زمانی از دست دادن برایِ من فاجعه بود. بعدها، آنقدر از دست داده بودم که به مرور یاد گرفتم دیگر چیزی برای از دست دادن، ندارم.
ما؟ ما زخمیِ آغوش هایی هستیم که به امن بودن صاحبانشان ایمان داشتیم.
| کیمیا رجبی
«از تو نوشتن،یعنی زنده نگهداشتن چیزی
که سالهاست دلم برایش نفس میکشد.»
لکنت شعر و پریشانی و جنجال دلم
چه بگویم که کمی خوب شود حال دلم؟
کاش میشد که شما نیز خبردار شوید
لحظهای از من و از دردِ کهنسال دلم
از سرم آب گذشته است مهم نیست اگر
غم دنیای شما نیز شود مالِ دلم
عاشقِ نان و زمین نیستم این را حتماً
بنویسید به دفترچهی اعمال دلم
آه! یک عالمه حرف است که باید بزنم
ولی انگار زبانم شده پامال دلم
مردم شهر! خدا حافظتان من رفتم
کسی از کوچهی غم آمده دنبال دلم .
- #شعر ، #نجمهزارع .