و درد به استخوانهایمان نفوذ کرده بود ، اما هنوز لبخندی به دِرازای آسمان بر لب داشتیم.
فکر میکردم دارم خوب میشم، اما حقیقت این
بود که داشتم احساساتم رو از دست میدادم.
دیگر هیچ رفتن و ترک شدنی عمیقاً غمگینم نمی کند، آن که باید می ماند،رفت.
هرچیزی که درونِ توست زیباست ، حتی تلاشهایِ ناموفقت برای پنهان کردنِ غمهات.
غمگینم میکند اما نمیتوانم رهایش کنم ؛ او آخرین کسی است که در من حسی ایجاد میکند
هرچیزی که درونِ توست زیباست ، حتی تلاشهایِ ناموفقت برای پنهان کردنِ غمهات.